۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه

یکی از بازداشت شدگان روز عاشورا در آستانه اعدام

با رد درخواست اعاده دادرسی از سوی دیوان عالی کشور، محمدعلی حاج آقایاری در آستانه اعدام قرار گرفت.

به گزارش روز آنلاین، حاج آقایاری 62 سال سن دارد و روز عاشورا بازداشت و به اعدام محکوم شده است. پس از تایید حکم اعدام او از سوی دادگاه تجدید نظر، مهدی حجتی، وکیل این زندانی سیاسی تقاضای اعاده دادرسی کرد اما او روز گذشته به "روز" خبر داد که تقاضای اعاده دادرسی از سوی دیوان عالی کشور رد شده و موکلش در آستانه اعدام قرار گرفته است.

وکیل آقای حاج آقایاری توضیح داد: "متاسفانه از نظر قانونی هیچ کاری از ما به عنوان وکیل دادگستری ساخته نیست و آخرین راه تقاضای اعاده دادرسی بود که انجام دادیم و رد شد. در اصل هیچ راه قانونی برای جلوگیری از اعدام موکلم وجود ندارد."

محمدعلی حاج آقایاری که سابقه محکومیت سیاسی در دهه شصت را دارد از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب به محاربه و همکاری با سازمان مجاهدین خلق متهم و به اعدام محکوم شد؛ حکمی که توسط شعبه 36 دادگاه تجدید نظر عینا تایید شد و اکنون با رد تقاضای اعاده دادرسی، این زندانی سیاسی به اتفاق جعفر کاظمی در آستانه اعدام قرار گرفته است.

جعفر کاظمی نیز که از 28 شهریور سال گذشته در زندان به سر می برد از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب به محاربه متهم و به اعدام محکوم شد و شعبه 36 دادگاه تجدید نظر این حکم را نیز عینا تایید کرد.

نسیم غنوی وکیل آقای کاظمی پیش از این از رد درخواست اعاده دادرسی برای موکلش از سوی دیوان عالی کشور خبر داده بود؛ پرونده این زندانی سیاسی اکنون در شعبه اجرای احکام است.




۱۳۸۹ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

مرگ دلخراش یک پناهجوی نوكیش مسیحی ایرانی

به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان از شهر" نِو شَهیر " تركیه به نقل از منابع ایرانیان مسیحی در آن كشور ، یك جوان ایرانی پناهجو به نام " كامران نامور " معروف به انوش درروز شنبه ۱۳ شهریورماه۱۳۸۹ (۴ سپتامبر ) به علت برق گرفتگی با دستگاه سنگبری غیر استاندارد در محل كار خود كشته شد .

به دنبال این حادثه كه موجی از غم و اندوه را برای پناهجویان ایرانی در تركیه به خصوص ایرانیان مسیحی به دنبال آورد ، كارگاه سنگبری محل حادثه بطور موقت تعطیل شد و جسد این فرد كه یك نوكیش مسیحی بود توسط پلیس جهت تحقیقات و كالبد شكافی و یافتن علت واقعی مرگ به آنكارا منتقل شد .

مطابق گزارشات رسیده ، انوش متولد ۱۳۵۴ در تهران بود . او در یك خانواده علاقه مند به فعالیتهای سیاسی رشد میكند و در دهه ۶۰ شمسی به دنبال درگیریهای سالهای پس از انقلاب چند نفر از اعضای خانواده اش را به جوخه های اعدام میسپارند . به گفته دوستانش آنطور كه وی خود نقل كرده است ، چند ماه پس از ترور اسدالله لاجوردی در اول شهریور ۱۳۷۷ او به عنوان مرتبط با آن جریان بازداشت میشود . لاجوردی دادستان انقلاب دهه شصت جمهوری اسلامی بود . بسیاری او را عامل كشتار ، شكنجه و آزار هزاران جوان ایرانی در آن سالها میدانستند .

انوش پس از دستگیری وادار به اعتراف تلویزیونی میشود و به این خاطر از اعدام او صرفنظر میكنند . اما به یك زندان طولانی و تبعید به شهرستان سیرجان پس از آن محكوم میشود . پس از تحمل سالها زندان وقتی كه او را میخواستند به سیرجان منتقل كنند از دست ماموران میگریزد و به صورت غیر قانونی به تركیه فرار میكند .

بنا به همین روایت یكی از دوستانش به شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان گفته است ، انوش در دوره زندان طولانی اش از طریق یك زندانی مسیحی كه گویا با او هم بند بوده است پیام نجات از طریق عیسی مسیح را میشنود و در همان زندان به مسیحیت ایمان می آورد . او هرگز فرصت تعمید گرفتن پیدا نمیكند اما شروع به مطالعه كتاب مقدس می كند .

انوش در سال ۱۳۸۸ وقتی بطور غیر قانونی قصد داشت از تركیه به یونان برود و در آنجا درخواست پناهندگی دهد ، توسط پلیس مرزی دستگیر و به تركیه بازگردانده شد . او به ناچار در تركیه درخواست پناهندگی به كمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد داد و بوسیله پلیس مطابق مقررات مجبور به اقامت اجباری در شهر نِوشَهیر تا تعئین تكلیف پرونده اش شد .

او كه در ایران نتوانسته بود به هیچ كلیسائی برود در استانبول به كلیسای ایرانیان میرود و از همان جا به برادران و خواهران مسیحی در شهر محل اقامتش معرفی میشود . در آنجا توسط جمع مسیحیان كه بیشتر آنها پناهجویان و پناهندگان ایرانی هستند پذیرفته میشود و در جلسات پرستشی آنها شركت میكند. اما به دلیل فقر مالی و نداشتن هیچگونه حمایت مادی به زودی مانند بیشتر پناهجویان ایرانی جذب كارسیاه و سنگین با دستمزد پائین میگردد .

این نوكیش مسیحی پناهجو در یك كارگاه سنگبری در همان محل اقامت خود مشغول به كار میشود و در حالی كه بیش از ۴ ماه از تاریخ مصاحبه اش با كمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل گذشته بود و هنوز هیچ جوابی دریافت نكرده بود دچار حادثه دلخراشی شد كه منجر به فوت وی می شود. پس از این حادثه صاحب كارگاه مورد نظر از طرف پلیس بازداشت گردید كه پس از سه روز با قرار وثیقه آزاد شد .

مطابق گزارش پلیس محلی این حادثه در اثر برق گرفتگی شدید ناشی از كاركردن با یك دستگاه معیوب خارج از رده به وقوع پیوسته است . همكاران متوفی كه در محل حاضر بوده اند این نكته را تائید كردند و به این ترتیب بر شاایعات موجود بین پناهجویان ایرانی مبنی بر اینكه این حادثه عمدی و طرح ریزی شده بود نقطه پایانی گذاشته شد . این شایعات باعث ایجاد جو نا آرامی بین پناهجویان در منطقه شده بود كه از این مرگ بسیار متاسف بودند .

یاد آوری میشو‏د كه نِو شَهیر با فاصله ۴ ساعت در جنوب شرقی آنكارا و در مركز تركیه نزدیك شهر كایسری قرار دارد . این شهر با حدود نود هزار نفر جمعیت مركز استانی به همین نام میباشد . این شهر یكی از شهرهائی است كه توسط پلیس تركیه برای اقامت پناهجویان و پناهندگان ایرانی تا تا مشخص شدن وضعیت شان انتخاب میشود . صدها پناهجوی ایرانی از جمله حدود یكصد مسیحی در این شهر به همین دلیل اقامت دارند و اكثر آنها ضمن انتظار طولانی از چند ماه تا چند سال برای گرفتن جواب یا انتقال به كشور سوم ، برای هزینه زندگی خود مجبور به كار ( سیاه) در كارگاههای غیر استاندار و بدون ایمنی كافی با دستمزد بسیار پائین حتی تا حدود یك سوم دستمزد واقعی میشوند .

نه تنها ساكنان اجباری شهر مذكور بلكه همه پناهجویان و پناهندگان ایرانی در تركیه به شدت از وضع بد خود در آنجا گله مندند . اینها كه جمعیتی بالغ بر چند هزار نفر را شامل میشوند و از هیچگونه امكانات بیمه و بهداشت برخوردار نیستند و از همه بدتر در بلاتكلیفی از نظر وضعیت قانونی خود به سر میبرند ، هر روز احساس میكنند شرایطشان هیچ بهبود نمی یابد و تازه بدتر هم میشود .

در چنین شرایطی یك حادثه منجر به فوت مانند آنچه برای "انوش نامور "رخ داد یا حادثه شكستن پای یك پناهجوی دیگر كه صاحب كارش به بهانه رساندن به بیمارستان او را از كارگاه خارج و در بین راه ولش كرد كه نتواند ثابت كند در كارگاه این بلا سرش آمده ، تاثیر نامطلوب دوچندانی در ذهن همه باقی میگذارد .

رایزن دوم سفارت ایران در بلژیک نیز به جنبش سبز پیوست



گزراش‌ها خبر از استعفای فرزاد فرهنگيان رايزن دوم و وابسته مطبوعاتی سفارت ايران در بروکسل در روز جمعه و پیوستن او به مردم و جنبش سبز می‌دهد.

این خبر که ساعتی از انتشار آن می‌گذرد با مصاحبه محمدرضا حیدری که خود چندی پیش به دلیل جنایت‌های حکومت اسلامی از سمت خود استعفا داده بود با بی‌بی‌سی فارسی تایید شد. فرزاد فرهنگیان دومین کادر سفارتی ج.‌ا. است که در یک هفته اخیر در اعتراض به کودتای انتخاباتی خرداد سال گذشته به مردم می‌پیوندد. هفته پيش نيز حسين عليزاده، ديپلمات سفارت ايران در فنلاند از سمت خود استعفا کرد و به 'جنبش سبز' پیوست.


محمدرضا حیدری که پایه‌گذار جنبش پیوستن دیپلمات‌ها به مردم شده است گفته که به دلیل تهدید سفیر ایران در بلژیک، فرهنگیان ناچار به ترک بلژیک شده است. وی هم‌اکنون در نروژ به سر می‌برد و قرار است فردا در یک نشست رسانه‌ای جزییات بیشتری را در اختیار مردم قرار دهد.


آقای حیدی در این گفت‌وگو گفته است که ديپلماتهای معترض بيشتری در درون "سيستم" هستند که آنها نيز به تدريج استعفا خواهند داد.

وزارت امور خارجه ج.ا. هنوز نسبت به این خبر واکنشی نشان نداده است اما رامين مهمان پرست، سخنگوی وزارت خارجه، در واکنش به انتشار خبر پیوستن عليزاده ادعا کرده بود که او "کارشناس اقتصادی سفارت ايران در هلسينکی" بوده، اما دوره مأموريت او در مردادماه تمام شده است.

از سوی دیگر، محمد رضا حيدری، روز جمعه (۱۰ سپتامبر) در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی گفته بود که آقای عليزاده از چند ماه پيش با "کمپين سفارت سبز" همکاری داشته است.


"کمپين سفارت سبز" که توسط محمدرضا حيدری به راه افتاده است، يکی از اهداف خود را "اعلام همبستگی ديپلمات های ايران، با جنبش سبز آزاديخواهانه مردم ايران و ترک سفارتخانه های ج. ا." اعلام کرده است.

تجمع اعتراضى کارگران نازنخ قزوين در تهران

تجمع اعتراصي كارگران كارخانه نازنخ قزوين - آرشيو




تعدادى از کارگران ريسندگى و بافندگى نازنخ قزوين از بعدازظهر روز دوشنبه در اعتراض به وضعيت کارى خود در مقابل دفتر مرکزى اين کارخانه در تهران تجمع کردند. اين کارگران شش ماه حقوق و عيدى سال 1389 را نگرفتهاند.
يکى از کارگران گفت: ۴ماه است که کارخانه را تعطيل کردهاند و حقوق و عيدى ما را ندادهاند. شب گذشته به وزارت صنايع رفتيم. شب که شد بيرونمان کردند.
کارگر ديگرى گفت: بعد از عمرى کار کردن ما را کارتن خواب کردند. بيشتر از ۳۰۰کارگر در اين کارخانه کار مىکردند و حالا ۴ماه است که بيکار شدند. هيچ کس هم جواب ما را نمىدهد.

صدای انفجار مهیب در پتروشیمی بندر امام

درحالیکه صدای مهیب انفجار دریکی از واحدهای پتروشیمی بندر امام شنیده شده و شعله های آتش از فاصله دور نیز قابل رویت است هنوز اطلاعات دقیقی از علت بروز حادثه منتشر نشده است.
دقایقی پیش بخشی از پتروشیمی بندر امام (ره) درجنوب کشورمان منفجر شد.
به گزارش البرز با انفجار واحدی HD این واحد عظیم صنعت پتروشیمی کشور شعله های آتش به هوا برخواسته بطوریکه زبانه های آتش از فاصله دور قابل رویت است.
بامداد امروز انفجار پتروشیمی بندر امام (ره) این منطقه را کانون توجه ساکنین منطقه کرده است.
هنوز اطلاعات دقیقی از علت بروز حادثه و خسارات و تلفات احتمالی آن منتشر نشده است .
شرکت بزرگ پتروشیمی بندرامام (ره) سالانه با 29نوع فرآورده گوناگون 5میلیون تن از انواع مختلف محصولات را تولید که ارزشی تقریبی آن 2میلیارد دلار برآورد میشود که این میزان از تولید به خارج از کشور صادر میگردد.

در ماه گذشته نیز انفجار مهیبی در مجتمع پتروشیمی پردیس روی داد که دهها کشته و مجروح برجای گذاشت.

آمريكا واردات فرش دستباف ايران را ممنوع كرد

رييس اتحاديه توليدكنندگان و صادركنندگان فرش دستباف گفت كه دولت آمريكا از هفتم مهرماه امسال(29 سپتامبر 2010) واردات هر نوع فرش دستباف ايراني به اين كشور را ممنوع كرده است.

'اكبر هريسچيان'‌روز سه‌شنبه در گفت و گو با خبرنگار اقتصادي ايرنا از امريكا بعنوان اصلي ترين واردكننده فرش دستباف و بزرگترين بازار صادراتي ايران نام برد و گفت: ‌زمان پايان اين تحريم مشخص نيست.

وي درعين حال تصريح كرد كه ‌گروهي از صادركنندگان با اطلاع از تصميم اخير آمريكا در ماه هاي اخير محموله‌هاي بسياري را براي صادرات به آمريكا تدارك ديدند و در زمان حاضر فرش بسياري براي صادرات در گمرك وجود دارد.
رييس اتحاديه توليدكنندگان و صادركنندگان فرش دستباف مي‌گويد كه پيشتر و در دوران رونالد ريگان رييس جهموري اسبق آمريكا واردات فرش دستباف ايران به اين كشور ممنوع اما پس از 14 سال اين ممنوعيت رفع شد.
اين فعال بخش خصوصي افزود:‌ در زمان تحريم فرش دستباف ايران تاجران، ‌كالاي خود را از طريق كانادا به آمريكا ارسال مي‌كردند.
هريسچيان با بيان اينكه توليدكنندگان و صادركنندگان فرش نگران اقدام مشابه اروپا بعنوان دومين بازار صادراتي بودند، افزود: ‌خوشبختانه اروپا تاكنون اقدامي در اين خصوص نكرده و فرش ايران براي ورود به اين قاره ممانعتي پيش رو ندارد.
يادآور مي‌شود در زمان حاضر واردات پسته و خاويار ايراني به آمريكا ممنوع است.
وي درباره افزايش 41 درصدي فرش دستباف در چهار ماه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن نيز گفت: عمده دليل افزايش مربوط به تلاش تجار براي صادرات بيشتر فرش دستباف به امريكا است.
همچنين در چهارماه نخست امسال مجموع صادرات فرش دستباف 5/151 ميليون دلار با دو هزار و 440 تن وزن اعلام شد كه نسبت به مدت مشابه سال قبل از نظر ارزشي 10/41 و وزني 5/47 درصد رشد را نشان مي‌دهد.
ميزان صادرات فرش دستباف در چهارماه سال گذشته 5/107 ميليون دلار با وزن يك هزار و 660 تن اعلام شده است.






۱۳۸۹ شهریور ۲۲, دوشنبه

قرآن سوزی در ایران و کاغذ سوزی در آمریکا!

این روزها حرف و حدیث های فراوانی در مورد سوزاندن قرآن در آمریکاست که از طرف کشیشی که همه و از جمله دختر خودش او را دیوانه می پندارند اعلام شده . این برنامه به هر دلیلی که کلید خورده باشد ، با مانورهایی که مقامات آمریکایی پیرامون آن به نمایش گذاشتند ، در خارج از دنیای مسلمانانی که به دین و قرآن فقط نگاهی عامیانه و متعصبانه دارند اثر چندانی ندارد جز به نمایش گذاشتن آزادیهای مصرح در قانون اساسی آمریکا و پایبندی دولت آمریکا به آن حتی اگر موجب به خطر افتادن امنیت آنان باشد . و اقدام این آمریکایی که از کلمات قرآن هیچ نمی فهمد فقط آتش زدن به کاغذهای قابل اشتعال است .

آنچه میتواند قرآن سوزی واقعی نامیده شود همانست که در کشور خودمان و توسط مدعیان دروغین پیروان قرآن انجام میگیرد . اقداماتی که مخصوصا در سالهای اخیر از ناحیه حکومت ولایت فقیه به نمایش گذاشته شده و بنام اسلام و قرآن مرتکب جنایات مختلف در مقابل مردم و کسانی که خود را مسلمان میدانند میشوند اگر بدتر از آتش زدن قرآن نباشد کمتر از آن نیست . اگر کسی نسبت به این ادعا شک دارد کافی است به یکی از آخرین نمونه های این جنایات توجه کند . نامۀ اخیر آقای عبدالله مومنی به آقای خامنه ای که از داخل زندان اوین ارسال شده و شرح ماجراهای وحشتناکی است که بدست ماموران ولایت وبا تایید و نظارت کامل حکومت بر فرزندان بی گناه این ملت روا میدارند چه چیزی از آتش زدن قرآن کم دارد ؟ پس اگر کسی ناراحت بی احترامی به قرآن است اینجاست که باید از خود تعصب نشان دهد و از آقای خامنه ای بخواهد که دست از این جنایات بر دارند و لااقل پاسخی به این نامه بدهد . اگر چه ممکن است تا کنون پاسخ او را با شکنجه های بیشتر داده باشند .