۱۳۸۹ آذر ۲۵, پنجشنبه

دستگيري بيش از 20نفرازجوانان درخيابان فردوسي تهران


حمله مزدوران به جوانان - آرشيو







  در خيابان فردوسي و انقلاب, مزدوران حكومتي تعدادي جوان را بين ساعت 1300 تا 1330 دستگير كردند, مشخصا در خيابان فردوسي ، مزدوران به نفراتي كه عليه حكومت منفور آخوندي شعارميداند حمله كرده و بيش از 25 نفر را يكباره دستگير كردند. مزدوران به كساني كه گروهي حركت ميكردند ، حمله ميكردند , به هركس كه مشكوك ميشدند بي محابا يورش ميبردند .امروز براي مردم ايران به خوبي روشن بود كه ادامه دهندگان راه يزيد ملعون همانا خامنه اي و عوامل سرسپرده اش هستند .

حکومت نظامی در بهشت زهرا در سالگرد جان باختگان عاشورا

كانون حمايت ازخانواده هاي جان باختگان و بازداشتي ها

امروز حکومت نظامي کاملي در بهشت زهرا برقرار شده بود و مأموران
مانع ورود نفرات به قطعات شهداي عاشوراي سال 88 ميشدند.
از ابتداي مراسم سالگرد شهيد شهرام فرج زاده مأموران براي برهم زدن مراسم
و ممانعت از آن به خانواده و دوستداران شهرام مراجعه کرده بودند و قصدشان
اين بوده که نگذارند اين مراسم انجام شود.آنان از خانواده شهرام خواسته
بودند که سريعتر فاتحه خوانده و از آنجا بروند .

پمپ بنزین های مسیر امام حسین تا آزادی در محاصره پلیس

تمامی پمپ بنزین های مسیر میدان امام حسین تا آزادی در محاصره نیروهای پلیس قرار دارند. خیابان ها خلوت و سکوت حکم فرماست. تهران در هیج عاشورایی تا این حد خلوت نبوده است. بر خلاف هر سال که ظهر عاشورا در سطح شهر نماز برپا می شود، امسال از نماز هم خبری نیست!

فوري , دستگيري سه نفرازمعترضين حكومتي در ميدان امام حسين

درعاشوراي حسيني , مزدوران حكومتي سه نفر را در ميدان امام حسين دستگير كردند , مردم در اعتراض به اين عمل شروع به بوق زدن به طور مستمر كرده اند .

بچه ها تو رو خدا بياين

من دارم آماده ميشم برم ميدون امام حسين...اما همش نگرانم نكنه بيام و كسي نباشه...اگه ميخوايم ايرانمونو آزاد كنيم بايد شركت كنيم...نميشه فقط تو خونه بشينيم پاي اخبار...بچه ها بياين...همين سال پيش بود كه داشتيم تهران رو از چنگشون در مياورديم...فقط 1 سال گذشته ها...نكنه دلسرد شديد...بياين با حضورمون (چه كم يا چه زياد) اندكي دل خانواده هاي شهيدان جنش رو گرم كنيم و به اونا بفهمونيم كه فرزندانشون برا هدفي جونشون رو فدا كردن كه مردم ارزشش رو مي دونن...ببينم شما دلتون برا دويدن توي خيابوناي انقلاب تنگ نشده؟! دلتون برا بوي گار اشك آور كه هميشه به آدم اميد ميداد كه جايي مردم دارن تظاهرات ميكنن تنگ نشده؟ برا آتيش ها، برا مرگ بر ديكتاتور گفتن ها و فرار كردن ها؟بچه ها،همه ايران الان چشم اميدشون به اينه كه سر خط خبرهاي بي بي سي امشب اعتراضات ما باشه....بيان....به خاطر ايران بياين

بنیانگذار فیس بوک شخصیت سال مجله تایم شد


فیس بوک







  مارک زوکربرگ، بنیانگذار فیس بوک به‌عنوان شخصیت برگزیده سال مجله تایم انتخاب شد. این میلیاردر 26ساله به‌عنوان پر نفوذترین فرد سال 2010 شناخته شده است.
به گزارش راديو بي بي سي پیشتر جولیان آسانج، بنیانگذار سایت ویکی‌لیکس برنده نظر سنجی خوانندگان مجله تایم به‌عنوان پر نفوذترین شخصیت سال 2010 شده بود. اما سردبیران و گزارشگران این مجله آقای زوکربرگ را انتخاب کردند.
ریچارد استنگل، سردبیر اجرایی مجله تایم می‌گوید که شبکه اجتماعی آقای زوکربرگ نحوه زندگی روزمره ما را متحول کرده است.
آقای زوکربرگ در سال 2004، زمانی که در هاروارد دانشجو بود، فیس بوک را همراه با چند نفر دیگر تاسیس کرد. این شبکه اجتماعی اکنون پانصد میلیون نفر کاربر و بیش از هزارو هفتصد نفر کارمند دارد.
آقای زوکربرگ در بیانیه‌ای گفت که بردن جایزه تایم ”افتخار بزرگی است و تلاشهای گروه کوچک ما برای مرتبط کردن جهان را به رسمیت می‌شناسد. من از این‌که در جریان این تلاشها قرار گرفته‌ام خوشحالم“.
میزان دارایی آقای زوکربرگ که یکی ثروتمندترین افراد آمریکا به‌شمار می‌رود، نزدیک به هفت میلیارد دلار تخمین زده شده است. او اخیراً اعلام کرد که بخشی از داراییهای خود را به خیریه خواهد بخشید.
بر اساس زندگی آقای زوکربرگ فیلمی سینمایی با عنوان ”شبکه اجتماعی“ ساخته شده که ماجرای تاسیس فیس بوک را از ابتدا تا فراگیر شدنش به نمایش می‌گذارد.
او یکی از اعضای گروهی موسوم به ”قول اعطا“ است که ثروتمندان آمریکایی را قانع می‌کند تا دستکم نیمی از ثروت خود را چه در زمان حیات و یا پس از مرگ به خیریه اعطا کنند.
”قول اعطا“ مبارزه‌ای است که وارن بافت سرمایه‌گذار آمریکایی، بیل گیتس، رئیس مایکروسافت و همسرش شروع کردند.
برندگان جنجال برانگیز
عنوان ”شخصیت سال“ که در گذشته ”مرد سال“ بود، از سوی سردبیران مجله تایم به فردی داده می‌شود که بیشترین تاثیر را بر رویدادهای جهان داشته است. این تاثیر لزوما نباید مثبت باشد.

حرفهاي تكان دهنده وجگر سوز نگين دختر خردسال شهيد عاشورا شبنم سهرابي


شهيد شبنم سهرابي شهيد عاشوراي 88







آژانس ايران خبـــــــــــــر: شبنم سهرابي درعاشوراي 88 توسط جنايتكاران حكومت آخوندي به زير گرفته شد و به شهادت رسيد , دختر كوچكش نگين تامدتها باورنداشت كه ديگر مادري براي نوازش كردن ندارد . وي درفيلم ضميمه با دردست داشتن تصوير مادرش حرفهاي تكان دهنده وجگرسورزي ميزند ...” مامام را ماشين له كرده , ماهيچوقت ازكسي كه مامانم راكشته نمي گذريم و واگذارش به خدا ميكنيم و....” به راستي كه كيست اين صداي مظلومانه را بشنوند وامروز بافرياد مرگ بريزيديان به خيابان نيايد ؟

حسین حسین شعار ماست، کیانوش افتخار ماست

حسین حسین شعار ماست، کیانوش افتخار ماست بنا‌به خبر دریافتی دوستداران شهید سرفراز کیانوش آسا که توسط جنایتکاران حکومت آخوندی به‌شهادت رسید، روز عاشورا ساعت ۱۲ظهر بر مزار این شهید واقع در قطعه ۵۸ باغ فردوس در کرمانشاه تجمع خواهند کرد و یاد این شهید را در عاشورای سرخ حسینی با شعار ”حسین حسین شعار ماست، کیانوش افتخارماست“ گرامی خواهند داشت.

حکم ۷سال حبس تعزیری برای مهدی خدایی تایید شد

ابوالفضل عابدینی نصر روزنامه نگار مستقل و از مدافعان حقوق بشر است که در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز به تحمل ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شده و هم اکنون در زندان از بیماری های ناراحتی قلب، کبد و اعصاب رنج می برد. کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی


ابوالفضل عابدینی نصر
ابوالفضل عابدینی که فعالیت روزنامه نگاری خود را در سال ۱۳۸۲ با کار در روزنامه های محلی خوزستان ازسر گرفت. به دلیل حرفه روزنامه نگاری در حدفاصل سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶چندین بار توسط نیروهای امنیتی استان خوزستان بازداشت شده که منجر به صدور حکم یک سال حبس تعزیری از سوی دادگاه انقلاب اهواز گردید.
بعد از گذارندان نیمی از دوران محکومیت، با استفاده از آزادی مشروط از زندان آزاد و فعالیت های حقوق بشری خود را در سال ۸۶ در همکاری با مجموعه فعالان حقوق بشر آغاز کرد و تا سال ۱۳۸۸ به عنوان دبیر روابط عمومی مجموعه فعالان فعالیت های خود را ادامه داد.
بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۸۸ در اهواز دستگیر و به مدت ۴ ماه در بازداشت به سر برد. در هنگام بازداشت تحت شکنجه های فیزیکی قرار گرفت تا اینکه در آبان ماه ۱۳۸۸ بعد از برگزاری دادگاه با قید وثیقه از بازداشت موقت آزاد شد.
لازم به ذکر است که وی در دادگاه مذبور با اتهاماتی همچون تبلیغ علیه نظام، همکاری با مجموعه فعالان حقوق بشرو حزب پان ایرانیست ، ارتباط با دول متخاصم رو به رو شد.
پس از آزادی از زندان مجدداً در تاریخ ۱۱ اسفند ماه، همزمان با حدود بیست نفر از اعضای سابق مجموعه فعالان حقوق بشر دستگیر شد. و بلافاصله به زندان اوین تهران منتقل گردید.
مدت زمان کوتاهی از بازداشت اخیر وی گذشته بود که شعبه یک دادگاه انقلاب اهواز حکم وی را در خصوص اتهامات فوق الذکر به شرح زیر صادر نمود.
_با اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های بیگانه به تحمل یک سال حبس تعزیری.
_با اتهام همکاری با مجموعه فعالان حقوق بشر و عضویت در حزب پان ایرانیست به تحمل ۵ سال حبس تعزیری.
_با اتهام ارتباط با دول متخاصم به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
این در حالی است که ابوافضل عابدینی هیچ کدام از اتهامات خود را نپذیرفته و دفاعیات حقوقی محمد اولیایی فر، وکیل مدافع وی طی استعلامی که از وزارت امور خارجه مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی با هیچ دولتی در حالت تخاصم نیست ، مورد پذیرش دادگاه انقلاب اهواز واقع نشد. و در دادگاه تجدید نظر استان اهواز، عیناً همان رای مورد تایید شعبه تجدید نظر کننده قرار گرفت.
ابوالفضل عابدینی هم اکنون در زندان اوین نگهداری می شود و از بیماریهایی همچون ناراحتی کبد، قلب و اعصاب رنج می برد.
در آخرین پیگیری هایی که خانواده اش جهت تقلیل حکم یا استفاد از مرخصی برای وی انجام داده اند، با مرخصی در ازای تودیع وثیقه یک میلیارد و یکصد میلیون تومانی، موافقت شده است. در حالی که نامبرده توانایی تامین چنین وثیقه سنگیینی را نداشته و به دلیل ابتلا به بیماری های مذکور، سلامتی وی درمعرض خطر قرار گرفته است.
ابوالفضل عابدینی بیشترین فعالیت های حقوق بشری اش را در خصوص پیگیری مسایل سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و سندیکای کارکنان اتوبوسرانی تهران انجام داد . وی همچنین از برگزارکنندگان تجمع مسالمت آمیز تابستان ۸۷، در مقابل دادگستری استان کردستان ، جهت تقاضای لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر بود.
در حال حاضر تنها دو تن از بازداشت شدگان یازدهم اسفند ماه ۸۸ کماکان در زندان به سر می برند، ابوالفضل عابدینی دبیرسابق روابط عمومی مجموعه فعالان حقوق بشر و سید مهدی خدایی، دبیرسابق کمیته دانشجویی مجموعه.
VN:F [1.8.1_1037]

خبر غرق شدن پناهجویان ایرانی درآبهای استرالیا خبر بسیار دردآور و تاسف آوری بود.

این اتفاق درست درایام تاسوعا و عاشورا افتاد زمانی که ایرانیان شیعه درسراسر جهان برای امام حسین که ۱۴۰۰ سال پیش درکربلا که خارج از خاک ایران است کشته شده عزاداری می کنند ولی کسی برای هم میهنان ما که دراین شرایط اسف بار با آن وضعیت رقت بار کشته شدن حتی یک دقیقه سکوت هم اعلام نکرد. خبر غرق شدن پناهجویان ایرانی بسیار تاسف آور بود و جای این داشت به هم میهنان ازمیان رفته بیشتر احترام بگذاریم و لااقل با خانواده هایشان همدردی کنیم ولی ظاهرا دراین روزها و این ساعات همه فکر عاشورای امام حسین در ۱۴۰۰ سال پیش هستند.ای کاش وجدان آگاه ما از خواب بیدار شود و به کسانی که درزمانه ما زندگی می کنند بیشتر بیاندیشیم. ما هنوز پس از ۱۴۰۰ سال برای امام حسین همچنان عزاداری می کنیم ولی برای پناهجویان ایرانی که فقط چند ساعت قبل درآبهای استرالیا غرق شدند چه کرده ایم؟

دستگيري دو شعارنويس باعث شكل گيري يك تظاهرات در پل حافظ شد

نا بر خبر دريافتي روز تاسوعاسمت پل حافظ ماموران و مزدوران حكومت آخوندي دو نفر را در حال شعارنويسي گرفتند. اين موضوع باعث شد يك تظاهرات 50 نفره شكل بگيرد.

رو دررويي مردم دلير خرم آباد با مزدوران حكومتي با شعار محلي ”روز جنگه سردار بیرق ته وردار”

در خرم آباد حكومت آخوندي فضا را شدیداً پلیسی و امنیتی کرده وبراي هر هیأت چند مأمور انتظامی و یک مسئول هیأت که مورد تأیید خودشان باشد گذاشته‌اند. به هیاتهای عزاداری اجازه خارج شدن از منطقه و محله خودشان را نمی‌دهد.
با این وصف مردم دلير خرم آباد درروز تاسوعا به زبان محلی (لری) شعارهایی با مضمون: روز جنگه سردار بیرق ته وردار (روز جنگ است سردار، پرچم مبارزه را بردار)، هیهات من الذله، عامل هر پلیدی حکومت یزیدی را در فرصتهای مناسب سر دادند .

امارات دومين واردكننده تجهيزات نظامی از آلمان

گزارش دولت آلمان از ميزان صادرات تسليحاتي اين كشور نشان مي دهد كه اين شيخ نشين كوچك در غرب خليج فارس بعد از آمريكا، در رده دوم ميزباني از كالاهاي نظامي آلمان قرار دارد.
در اين گزارش، كل صادرات تسليحاتي آلمان در سال گذشته ميلادي بالغ بر 5 ميليارد و 400ميليون يورو اعلام شده است.
آلمان در اين سال حدود 540 ميليون و 700 هزار يورو سخت افزار نظامي به امارات صادر كرده است.
رادار، هدايت كننده موشك، نارنجك، زره پوش، قطعات تانك، هاول كرافت، كاميون و موشك هاي زير دريايي از جمله تجهيزات صادرشده آلمان به امارات هستند.
در عين حال يك كشور ديگرحوزه خليج فارس يعني عربستان سعودي نيز در مقام ششم وارد كننده بيشترين تسليحات نظامي از آلمان به ارزش 167ميليون و 900 هزار يورو قرار دارد.
اين كشور نيز هواپيما، قطعات يدكي بمب افكن ها، قطعات موشك، هواپيماهاي سوخت رسان، نارنجك، جمع آور مين هاي دريايي و سيستم هاي ارتباطي از آلمان وارد كرده است.
امارات سال پيش در مقام نهم قرار داشت و عربستان نيز هشتمين وارد كننده تسليحاتي نظامي از برلين در اين سال بود.
در اين گزارش آمريكا در رده اول و بريتانيا نيز در رده سوم وارد كننده تسليحات نظامي از آلمان در سال گذشته قرار داشته اند.
منتقدين در آلمان، به شدت فروش تسليحات نظامي آلمان را به مناطق ناامن و پرتنش از جمله خاورميانه مورد انتقاد قرار مي دهند، زيرا قانون اساسي اين كشور فروش سلاح به مناطق بحراني را ممنوع مي كند.

سردبیر ماهنامه تالش زندانی شد

با کمال تأسف، باخبر شدیم که بالأخره پس از حرف و حدیث های بسیار، شش ماه محکومیت جناب آقای شهرام آزموده، سردبیر ماهنامه ی تالش، امروز به اجرا درآمد و ایشان روانه ی زندان شد. لازم به ذکر است وی در حالی زندانی می شود که دچار بیماری شدید قلبی و تحت نظر پزشک می باشد.

آزموده فعلا به دلیل پرونده ی مربوط به شکایت شهرداری اسالم علیه ایشان راهی زندان شده است. شهرداری اسالم مدعی ست که آزموده در ماهنامه ی تالش به درج اخباری مبادرت نموده که واقعیت ندارد.

جا دارد اضافه شود که ماهنامه ی تالش به دلیل شکایت های متعدد مسئولین منطقه، از جمله شکایت فرمانداری تالش، شهرداری اسالم، دانشگاه پیام نور رضوانشهر و ... ، مدتی پیش توقیف شده است.

ما ضمن همدردی با خانواده ی محترم آقای آزموده و اعلام نگرانی بابت وضعیت جسمی ایشان، به جد خواستار آنیم که مشکل وی و ماهنامه ی تالش به زودی مرتفع شود.

۱۳۸۹ آذر ۲۴, چهارشنبه

دسته های عزادار با برافراشتن پرچم های قرمز به حکومت اعتراض می کنند


پرچم عاشورا







دسته های عزادار با برافراشتن پرچم های قرمز به حکومت اعتراض می کنند.در شب های محرم دسته های عزادار با برافراشتن پرچم های قرمز به حکومت آخوندی اعتراض می کنند.در جلوی این دسته های عزادار تعدادی از کودکان ونوجوانان حرکت می کنند و ندای اعتراضی سر می دهند. این کودکان ونوجوانان با فریاد مرگ بر ظالم حکومت آخوندی را مورد هجمه ای از انتقادات واعتراض قرار می دهند.شرایط گروه های پیشرو در دسته ها با شعارهای لعنت بر یزیدی ها به طور مستقیم حكومت آخوندي را مورد انتقاد قرار می دهند. از سوی دیگر برخی از نوحه خوان ها با قرائت اشعاری در مدح حضرت عباس از او برای شکستن استبداد وخودکامگی مدد می جويند .در لعنت فرستادن علیه یزیدیان مردم هم با گروه ها ودسته های عزادار همراهی می کنند.

پايين آمدن سرعت اينترنت درآستانه عاشورا


پايين آمدن سرعت اينترنت درآستانه عاشورا







از بامداد امروز پهنای باند اینترنت در تمام نقاط تهران پایین آمده و ارتباط اینترنتی باکندی همراه است, در برخی از نقاط غربی تهران اتصال اینترنتی ممکن نیست. حكومت سركوبگر آخوند ي با ايجاد اختلال دراينترنت سعي در جلوگيري ازدرز اخبار مربوط به عاشورا رادارد .

عاشورا همه خواهند آمد...مبادا ما نباشیم

عاشورا همه هستند...ندا با چشمان بازش در گوشه ای از خیابان آزادی و شاید روی پل عابر پیاده ای به نظاره نشسته است .سهراب نیز خواهد آمد .با شالی سبز بر دوش انداخته خواهد آمد تا از تداوم راهی سخن بگوید که پیشتر برایش به میدان رفته بود ... همه خواهند آمد ...از نوجوانی که در بهشت زهرایشان به خاک و خون کشیدند تا عزیزی که با خودروی ماموریتشان از رویش گذشتند... از دانشجویانی که در آن شب دهشتناک غریبانه زیر تیغ حرامیان تاریخ این مرز و بوم سلاخی شدند و صدایشان به هیچ جا نرسید تا عزیزان گمنامی که نه نامشان را می دانیم و نه حالشان را همه خواهند آمد ... همه آنانی که در آن شب تاریخی 26 خرداد 88 در خیابان گاندی تکه و پاره شدند تا آن عزیزانی که در میدان آزادی از پایگاه بسیج مورد اصابت گلوله قرار گرفتند نیز خواهند آمد ...همه آنهایی که در کهریزک و دهها پایگاه و جایگاه مخفی و غیر مخفی دیگر تحت شکنجه های وحشیانه جان به جان آفرین تسلیم کردند و همه آن حماسه آفرینانی که در عاشورای 88 نامشان را جاودانه کردند حضور خواهند یافت... یادم رفت بگویم که فردا ترانه نیز می آید ...می آید تا ترانه ی ملتش باشد گرچه با تنی سوخته میآید...فردا مادر شهیدان و اسیران در بندمان در صحنه خواهند بود ...آنانی که جگر گوشه هایشان را در سال گذشته در این راه از دست دادند ...خلاصه فردا بسیاری خواهند آمد و بسیاری در صحنه خواهند بود ...مبادا ما صحنه را خالی کنیم...فردا روز حضور است

حسین درخشان بعد از دو روز مرخصی به زندان بازگشت

حسین درخشان وبلاگ‌نویس که هفته گذشته با قرار وثیقه یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی به مرخصی آمده بود، بعد از دو روز به زندان بازگشت.

حسین درخشان
خانواده حسین درخشان در وبلاگ «عدلت برای حسین درخشان» خبر داده‌اند که این وبلاگ‌نویس تنها دو روز توانسته‌ است از مرخصی استفاده کند و بار دیگر به زندان بازگشته است.
این خانواده نوشته‌اند که «غیر منتظره بود ولی بالاخره بعد از ماه ها تلاش و صبر قبول کردند تا حسین دو روز رو بیرون از بازداشتگاه و پیش ما بگذراند. هر چند که ما او را در این یک سال و خورده ای اخیر هر هفته در زندان ملاقات کرده ایم، ولی گذراندن دو روز در خانه با همدیگر شیرین ترین لحظات را در این سال ها برای ما آورد.»
حسین درخشان در تاریخ ۱۰ آبان ۱۳۸۷ در منزل خود دستگیر شد. وی در حدود ده ماه را در سلول انفرادی، در انزوای کامل از جهان خارج گذراند و در طول این مدت برای اعترافات دروغین در خصوص ارتباط با سازمان اطلاعاتی آمریکا (سیا) و سازمان‌های اطلاعاتی اسراییل تحت فشار و ضرب و جرح بوده است. ظرف سال اول حبس حسین درخشان، خانوادهء او فقط توانستند دوبار به ملاقات وی بروند.
این وبلاگ‌نویس به ۱۹ سال و نیم زندان محکوم شده است.

خامنه ای بمیری هم شمری هم یزیدی

جوانان تهران در آستانه عاشورا وقیام علیه یزیدیان زمان , شعار نویسی های خود علیه حکومت آخوندی را افزایش داده اند . دربرخی باجه های تلفن درتهران این شعارها دیده میشو د:

شعار نویسی هایشعار نویسی های
خامنه ای بمیری هم شمری هم یزیدی    ,عاشور ا روز ننگ خامنه ای ,  مرگ بر خامنه ای ,  مرگ براصل ولایت فقیه
VN:F [1.8.1_1037]

مدير مسئول روزنامه حکومتی ايران احضار شد .

مدير مسئول روزنامه ايران در شب تاسوعاي حسيني با حكم دادسراي عمومي و انقلاب تهران احضار شد.

به گزارش فارس، اين احضار به دنبال دادگاه هفته گذشته روزنامه ايران كه با شكايت مهدي هاشمي برگزار و به دفاعيات كاوه اشتهاردي و افشاگري او منجر شده بود، صورت گرفته است.

دادستان تهران پس از اين دادگاه از انتشار متن دفاعيات مدير مسئول روزنامه ايران، در رسانه‌ها جلوگيري و در مصاحبه‌اي اعلام كرد كه قوه قضائيه عليه اشتهاردي اعلام جرم خواهد كرد.

مديرمسئول روزنامه ايران با تأييد اين خبر افزود: شكايت اخير براي رسيدگي به شعبه دوازدهم دادسراي كاركنان دولت ارجاع شده است.

اشتهاردي «جلوگيري از دستور قضايي، افترا و نشر اكاذيب» را اتهاماتي خواند كه در اين احضاريه به وي ابلاغ شده است.

روزنامه ايران امروز هم در آستانه سالگرد عاشوراي سال 88 ويژه نامه‌اي را منتشر كرد كه بازخواني پرونده‌هاي مهدي و فائزه هاشمي بخش‌هايي از آن را تشكيل مي‌دهد.

اين روزنامه در شماره امروز خود دست‌خطي از مهدي هاشمي را منتشر كرده كه نشان دهنده نقش او در طراحي القاي دروغ بزرگ تقلب در انتخابات است.

عملیات انتحاری چابهار در مسجد؛ بیش از 50 مجروح


نماينده چابهار در مجلس شوراي اسلامي گفت: عمليات تروريستي دقايقي پيش در مقابل مسجد امام حسين (ع) اين شهرستان دهها عزادار حسيني را به خاك و خون كشيد. 
  
محمد يعقوب جدگال به خبرگزاري جمهوري اسلامي گفت: هنوز آماري از تعداد شهيدان در دست نيست، اما حدود 50 تا 60 نفر به مراكز درماني منتقل شده اند.

وي اظهار داشت: مشخص نيست از اين تعداد چند نفر شهيد يا زخمي شده اند.

شام غريبان براي آزادي زندانيان سياسي



شام غريبان براي آزادي زندانيان سياسي







با نگاهي به حماسة عاشوراي حسيني، به پيام آزادي و آزادگي سرور شهيدان پي ميبريم، عاشورا و حماسه كربلا براي ما از روز اول الگوي «مقاومت بهرقيمت» بود. ولي اين تابلو زيبا براي آزادي بشريت كه از چهارده قرن پيش ميدرخشد، چگونه به اوج رسيد و ادامه يافت؟
آيا با به اسارت گرفتن ياران حسين، پيروزي از آنِ يزيد شد؟
در لحظاتي كه تاريخ به سنگيني تمام، از ترسيم تابلوي سرخفام عاشوراي حسيني فارغ ميشد، حماسه بزرگ ديگري در ادامه جنبش آغاز شد. اين حماسه همانا مقاومت و تسليم نشدن اسرا در برابر حاكميت يزيد بود. كه باعث رسوايي و سقوط اوگرديد. حماسهاي كه تكميلكننده تابلوي زيباي عاشورا بود.
اينك مردم ما بخصوص زنان و جوانان دلير با پيروي از همين الگوها و پيامها، پايههاي حكومت استبدادي ولايت را به لرزه درآوردهاند. و اگرچه در اين مقاومت و ايستادگي، عدهاي از فرزندان آگاه و شجاع اين ميهن اعم از زن و مرد، پير و جوان به اسارت درآمدند، و يا شكنجه و مجروح شدند. ولي در زندان هم، هرگز سرِ تسليم در برابر جانشيان يزيد خم نكردند. و به پيروي از سرور شهيدان حسينابنعلي(ع) فرياد برآوردند «هيهاتمناالذله»
همچنين خانوادههاي زندانيان نيز سكوت نكرده و هر روز وشب بدادخواهي برخاسته و عليه حاكميت ولايت خروش حق طلبي سر ميدهند.
بله در سالهاي اخير بخصوص بعد از قيام خرداد88 محرم در ميهن ما رنگ و بوي واقعي قيام عاشورا يعني قيام عليه ظالمان و يزيديان دوران را بخود گرفته است. باپيام حسين عليهالسلام، مردم ما بدون هراس از مرگ و مردن، پا بميدان گذاشته و از خانه و خانمانِ خود گذشتند و با پذيرش اسارت و رنج و شكنج تا آخرين نفس برعهد و پيمانشان با امام حسين وفا كردند.
اكنون ميبينيم كه مردم بجان آمده بخصوص پس از اعتراضات گسترده روز دانشجو در دانشگاهها، خود را براي قيام عاشورا خود را آماده ميكنند. قيامي كه از خرداد88 شروع شده گوئيا سرِ بازايستادن ندارد.
مردم و بخصوص خانواده زندانيان وظيفة خود ميدانند كه بيش از هر زمان ديگر، همبستگي و همدلي با زندانيان سياسي را گسترش دهند. و براي نشان دادن ظلم و جور اين حاكميت استبدادي تلاشي صدبرابر ميكنند. زيرا كه هميشه همصدا شدن و همبستگي سلاح بزرگ مردم در اين قيام بوده و هست.
جمعي از خانوادههاي زندانيان سياسي در تهران و شهرستانها اعلام ميكنند كه با تجمع جلوي زندان اوين و گوهردشت و ساير زندانها در شام غريبان حسيني، با استعانت از سرور شهيدان حسين عليهالسلام و زينب كبري عليهاسلام ، فرياد «آزادي زنداني سياسي» را فرياد ميكنند و ازمجامع بينالمللي و فعالان حقوق بشر ميخواهند كه خواستار آزادي زندانيان سياسي شوند.
جمعي از خانواده هاي زندانيان سياسي

کمیساریای پناهندگان سازمان ملل متحد شصت ساله شد

روز سه‌شنبه (۱۴ دسامبر / ۲۳ آذر) سالروز تاسیس کمیساریای پناهندگان سازمان ملل متحد است. به گزارش دویچه وله، آنتونیو گوتِرس، کمیسار سازمان ملل متحد در امور پناهندگی، در سخنرانی به مناسبت این روز در مرکز این سازمان در وین خواستار توجه بیشتر به معضل پناهندگی در جهان شد.  او دلایل پناهندگی انسان‌ها را چندگانه خواند و اعلام کرد که اگر در گذشته شمار بیشتری از انسان‌ها به خاطر دلایل سیاسی مجبور به مهاجرت می‌شدند، امروزه این افراد به خاطر فقر و تغییرات آب‌و‌هوایی مجبورند از کشور خود مهاجرت کرده و دست به پناهندگی زنند.

تاسوعا روز سپهسالار عاشورا حضرت ابوالفضل



مرقد سپهسالار عاشورا
مرقد سپهسالار عاشورا
پیام عاشورای حسینی، پیام رهایی و مرزبندی سرخ با همه خمینی‌صفتان.

ابوالفضل‌العباس، قمر بنی‌هاشم سیمای یک سوگند ـ سوگند وفا و پاکبازی و جوانمردی .

 
وقتی که مسجدها و گردهماییهای ماه محرم هنوز به لوث وجود خمینی آلوده نشده بود، یعنی تا قبل از سلطه یزیدیان روزگار ما، که اسمشان آل ‌خمینی است، در روز تاسوعا رسم بر این بود که از حضرت عباس می‌گفتند.
مراسم محرم و روزهای تاسوعا و عاشورا خصلت ضدشاهی، ضدظلم و ضددیکتاتوری داشت و تاسوعا متعلق بود به پرچمدار و سپهسالار عاشورا، ابوالفضل‌العباس، قمر بنی‌هاشم. آن‌که برای آوردن آب به‌منظور رفع تشنگی بچه‌ها و حرم امام حسین به کنار فرات رفت، درحالیکه خودش را هم عطشی سوزان در برگـرفته بود و آب سرد و گوارا، غلت‌زنان، موج روی موج او را به خود میخواند. دستش رفت تا کفی برای نوشیدن بردارد ولی ناگهان موجی تند، از آنگونه که تابه‌حال، زورق وجودش را در توفان حادثه‌ها پیش برده بود، در ضمیرش جوشید و خروشید و به یاد یاران تشنه‌کام و جان‌خسته‌اش افتاد. به خودش نهیب زد که ‌ای نفس، بعد از حسین زنده نباشی که او و یارانش آشامنده مرگهایند و تو آب سرد میطلبی؟ نه! این با آیین من نمیسازد.
به او، که در تاریخ ما سیمای یک سوگند ـسوگند وفا و پاکبازی و جوانمردی به خودش گرفت، می‌گویند: ماه خاندان ایدئولوژیکی بنی‌هاشم؛ که همان ماه تابان و فروزان صحنهٌ عاشوراست.

گو شمع میارید در این خانه که امشب
در مجلس ما ماه رخ دوست، تمام است
 
 
 
 
و تمامی این ارزشها درست، رودررو و ضد آل‌زیاد، آل‌مروان و شمر و یزید و یزیدیان دوران ما یعنی آخوندهای خمینی‌صفت است. یعنی رودرروی همه مظاهر پستی، فرومایگی، دنائت، از پشت‌خنجرزدن و هر‌چه رذیلت است.
آنهایی هم که آن روز، در برابر حضرت عباس و علیه او تیر می‌انداختند ، چنین بودند. اما درست در چنین مقاطعی و در چنین سرفصلهایی است که مردان و زنان خدا، خود را عرضه می‌کنند:

قربان عاشقی که شهیدان کوی عشق
در روز حشر، رتبه او آرزو کنند
عباس نامدار که دلیران روزگار
از خاک کوی او طلب آبرو کنند

 برای مجاهدین، نام حضرت عباس تداعی‌کننده آیه‌یی است که بر بالای شهادتگاه او حک شده است:
 فضل‌الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیما. این آیه بر فراز ضریح حضرت عباس، برای مجاهدین، معنای بخصوصی دارد، چون‌که بذر آنها به‌نام امام حسین و حضرت عباس در روز عاشورا پاشیده شده است؛ قطره‌یی در دریا و شاخه‌یی در جنگل، در قلب ارتش حسینی، که فرمانده و پرچمدارش قمربنی‌هاشم بود.
 
اصولاً پیام ‌امام‌حسین و عاشورا ترسیم‌کننده مرز‌های انسانیت و رهایی با مادون تاریخ انسان یعنی با دنیای حیوانی است و در یک کلام، خلاصه می‌شود ‌در عقیده و جهاد.
این پیام، خاستگاه و سرچشمه عقیدتی و سیاسی و مشخصاً مشی مبارزاتی و استراتژی ماست؛ به‌معنی شکستن بن‌بست با حداکثر فداکاری! حال، شرایط هر‌چه می‌خواهد تیره و تار باشد.
خون جاری دوران و فشرده سیاست و استراتژی ما، عبارت است از مبارزه انقلابی برای سرنگون کردن رژیم ضدبشری خمینی و نیل به‌آزادی و حاکمیت مردم ایران.
 با این شاخص و با این مرزبندی است که خودمان را در برابر شیخ و شاه تثبیت کردیم و پیش رفتیم.
 
‌همه جریانها و گروهها، اصل دعوایشان همینجاست، ولی از قضا این موضوع، هیچگاه موضوع دعوای مجاهدین نبوده، نیست و نخواهد بود. چرا؟!
چون این را دیگری برای ما تضمین کرده؛ چون از دیگری آموزش گرفته‌ایم. و الاّ ، در فراز و نشیبهای سیاسی، در توفانهای سیاسی و در بالا و پایینیها، دعوای اول ما هم، همین می‌بود.
راستی اگر از این شاخص حسینی و عاشورایی منحرف می‌شدیم، چه چیزی از ما باقی می‌ماند؟ جز مشتی سیاسی‌کار مفلوک یا مشتی بساز و بفروش‌ سیاسی؟ یعنی موجوداتی عاری از شرف و تقوا و پرنسیپهای انسانی مثل وارفتگان و واماندگانی که دست آخر چیزی جز دنبالچه‌های آخوند خاتمی و رژیم آخوندی نیستند.
امام حسین می‌گفت:
 
 این‌که شما دارید زندگی نیست. بردگی است، فساد است ‌و تباهی. و همه این نکبتها را دست ظلم به شما تحمیل کرده است. من می‌روم، تا آن دست را قطع کنم، می‌روم تا ظلم را نابود سازم. این است راه من و این است هدف من. آنهایی که با من‌اند بیایند و کسانی که سودای دیگری دارند رو به زندگی خود بازگردند.

خوب در آن زمان، هرگز شرایط عینی چنین قیام و انقلابی، که مادر همه انقلابات است، وجود نداشت، آن‌هم با تعدادی اندک؛ 30سوار و 40پیاده.
‌اما چه سوارانی و چه پیادگانی؟!
 حبیب‌بن‌مظاهر در 90سالگی، فرمانده جناح چپ ارتش حسینی بود. آن‌قدر پیر بود که می‌باید با دستمال، چینهای پیشانی را می‌بست که مانع دیدش نشود.
 سفله‌یی از آن لشکر، در یکی از فرازهای روز عاشورا او را به مبارزه طلبید. یکی از همرزمانش گفت حبیب صبر کن نماز آخر را هم بخوانیم. گفت می‌خواهم نماز بعدی را در بهشت بخوانم و بلادرنگ بر لشکر دشمن حمله برد. درو کرد آنها را دروکردنی. می‌گویند که حبیب، 62مزدور را خودش به خاک انداخت؛ با همان وضعیت و در همان حال که دستمالی بر پیشانی بسته بود.
 
امام حسین در شب عاشورا گفته بود:
 کل حی سالک سبیلی. هر زنده‌یی رونده راه من است.
‌مجاهدین هم به این دلیل ماندند و زنده ماندند که راه او را رفتند.
بگذارید آخوندهای دجال، از امام حسین، کلامی و حربه‌یی علیه خود او بسازند. همان کاری که معاویه با پیامبر اکرم کرد و می‌خواست از اسلام، حربه‌یی علیه اسلام و علیه پیامبرش بسازد.
اما چه کسی نمی‌داند که پیام حسینی؛ پیام رهایی، پیام عزت و افتخار، پیام پاکبازی، پیام شرف و پیام انسانی است.
آن زمان هم افراد آگاه می‌دانستند و امام حسین آنها را مسئول می‌شناخت.
به همین دلیل، در اواخر دوران معاویه، وقتی که صحبت ولایتعهدی یزید بود، امام حسین به بیش از هزار تن از افراد آگاه و روشنفکران و علمای زمان، نامه نوشت و آنها را در مکه جمع کرد و آن خطبه و سخنرانی مشهور را خواند و با سرزنش و عتاب و خطاب شدید نسبت به بی‌مسئولیتی آنها، نهیب زد که چرا نمی‌جنبید؟ چرا با این رژیم در مصالحه‌اید؟ چرا در مسامحه‌اید؟ چرا در سازشید؟ تقصیر با شماست!
 برای تشکیل این گردهمایی، هر کس را هم که از زمان پیامبر سراغ داشت دعوت کرد و اگر هم خودش فوت کرده بود اولادش را دعوت کرد.

در شرایط آن روزگار با توجه به فواصل و مشکل حمل و نقل، کنگره گذاشتن و گردهمایی و اجتماع، کار بسیار مشکلی بود؛ آن‌هم از سراسر آن سرزمین پهناور. ولی دست آخر هزار نفر آمدند که در آن روزگار، خیلی زیاد بود.
امام حسین در آن خطبه گفت:
 بر شما می‌ترسم ای کسانی که خدا بر شما منت دارد. مبادا که بر شما نقمت و دردی از دردهایش را فرود آورد. به‌تحقیق می‌بینید که پیمانهای خدایی شکسته می‌شود و هراس نمی‌دارید. عهدها و حقوقها از دست رفته‌اند، اما شما به‌خاطر حقوق از دست رفته پدران خود در هراس و ولوله هستید. حال‌آن‌که پیمان رسول خدا بی‌مقدار گشته، ناتوانها و کورها و لالها و زمینگیرها در شهرها بی‌سرپرست افتاده‌اند و برایشان هیچ ترحمی نمی‌شود. و شما درخور مسئولیت و تواناییتان کاری نمی‌کنید و نسبت به آن‌کس هم که وظیفه خود را انجام می‌دهد اعتنایی ندارید و به مسامحه و سازشکاری و همکاری با ظالمان آرمیده‌اید.
شما در میان مردم، درخور بالاترین مصیبتید، به‌خاطر آن‌که عالمانه و آگاهانه از مسئولیت خود دست کشیده‌اید و ای‌کاش که در راه انجام آن به کار می‌پرداختید.
شما ستمگران را در مقام خود جای داده‌اید و زمام امور خدا را در کف ایشان نهاده‌اید تا به خطا عمل کنند و در امیال خود پیش بتازند. فرارتان از مرگ و دلخوشی‌تان به زندگانی گذرا، آنها را سلطه بخشیده است. شما ضعیفان و ناتوانان مردم را به ایشان تسلیم کردید تا برخی را برده و مقهور خود کنند و برخی را به‌خاطر لقمه‌نانی بیچاره و درمانده نمایند. در این سرزمین، به خواست خود حکم می‌رانند و راه رسوایی و پستی را برای هوای خود هموار می‌کنند. در برابر خدای جبار، گستاخی و گردنکشی می‌کنند و زشتی و شرارت را رواج می‌دهند. در هر شهری گوینده‌یی از جانب خود بر منبر دارند،
[مثل همین نمایشهای جمعه رژیم خمینی] و این سرزمین تماماً پایمال آنهاست و بر همه‌جای آن دست گشاده دارند. مردم، برده‌های آنها و در اختیار ایشانند تا هر دستی را که می‌خواهند بر سر ایشان بکوبند و آنها نتوانند دفاع کنند. دسته‌یی زورگو ‌و جبار که نه خدا می‌شناسند و نه معاد؛ و بر ضعیفان و ناتوانان، شدیداً فشار می‌آورند. پس‌ ای عجب و چرا تعجب نکنم که زمین در تصرف مردی دغل و ستمکار است یا باجگیری نابکار یا حاکمی که بر مؤمنان هیچ ترحمی ندارد.
سپس صحبتهایش را چنین ختم کرد:
 
 خدایا می‌دانی که اینها را نمی‌گویم که چندین روز به فرمانروایی برسم. آرزوی آن را هم ندارم.
 [عجبا! حالا باید امام حسین بیاید توضیح بدهد که قصدش فرمانروایی نیست] .
می‌دانی که من مشتاق اصلاح آیین تو هستم و خواهان آبادی شهرها و آزادی مردمان.

 [عجبا! پیامبر جاودان آزادی باید بیاید بگوید که من آبادی و آزادی می‌خواهم، نه فرمانروایی] .
من نمی‌خواهم بندگان مظلومت، در دست ستمگران، اسیر باشند.
این ستمگران می‌کوشند چراغ هدایتی را که پیامبر میان امت برافروخته است خاموش کنند، اما توکل ما بر خداست و به‌سوی او بازمی‌گردیم
.

این کلام پیشوای آرمانی مجاهدین و مقتدای تاریخی ماست که به جامع‌ترین صورت با خمینی و خمینی‌صفتان مرزبندی می‌کند: کل حی سالک سبیلی.

می‌گویند، وقتی امام حسین برای آخرین وداع به مرقد پیامبر در مدینه رفته بود، خوابی کوتاه، او را در‌ربود. شاید که خیلی خسته بوده؛ ‌خستگی ناشی از مشغله‌های آن ایام برای این‌که بتواند پیام قرآن و اسلام را حفظ بکند.
در خواب، پیامبر اکرم را دید که گفت:
 ان‌الله قد شاء ان یراک قتیلا: خدا می‌خواهد تو را کشته‌شده ببیند. برخی هم نوشته‌اند که در آن خواب کوتاه، جدش به او گفت: علاوه بر خودت، آن طفل کوچک، علی‌اصغر هم همین مشیت، برایش مقرر شده.
یزید و عمالش درصدد بودند که در همان مدینه یا از امام‌حسین بیعت بگیرند یا او را به‌ شهادت برسانند. لذا امام حسین معطل نکرد و یک مسیر بسیار طولانی را از مدینه تا مکه و از صحراهای عربستان تا رسیدن به دروازه کوفه پیمود.
کوفه در آن زمان، کانون شورش بود و از آن‌جا نامه‌های بسیاری برایش می‌نوشتند و با کلماتی شیرین، او را به آنجا دعوت می‌کردند. همانهایی که بعداً‌ سرکردگی لشکر ابن‌سعد را به‌عهده گرفتند، کسانی بودند که وقتی تعادل قوا به سود امام‌حسین بود، در دعوت او به کوفه پیشقدم می‌شدند ولی حالا قصد جانش را کرده بودند.
در خروج از مدینه گفتند از بیراهه برو، گفت نه از راه می‌روم.
بعد هم سر راهش تا کربلا بسیاری از عافیت‌جویان سبز شدند که کوتاه بیا، بیا به روضه‌خوانی و نقش منتقد فرهنگی یا مخالف سیاسی در کادر قانون و نظام یزیدی قناعت کن، بیا گوشه‌گیری و عافیت‌جویی ‌پیشه کن.
ولی او می‌گفت: نه، هیهات منّا الذله!
 
 
 
 
30سوار و 40پیاده برایش کافی بود. حتی اگر از این‌هم کمتر می‌بود در او تأثیر نداشت و تک‌تک یاران را می‌آزمود و مکرر در مکرر می‌گفت اگر اهل دنیا و زندگی خودتان هستید، پی کارتان بروید.
حتی در روز عاشورا وقتی برده آزاد شده ابوذر، غلام سیاهپوستی به نام جون، آمد از امام حسین اجازه بگیرد که به صحنه نبرد برود، به او گفت ببین، شاید که برای سلامت و عافیت با ما آمده‌ای؟! حالا دیگر برگرد، اینجا جای سلامت نیست.
اما آن مجاهد اعظم، آن برده و غلام پیشین، آن سیاهپوست، گفت: سلامت من با توست!
بعد هم به امام حسین گفت: نکند چون من بزرگ‌زاده نیستم و برده آزادشده‌ام، نمی‌خواهی خونت با من قاطی بشود هان؟!
به این وسیله میخواست که مولایش را آنچنان در تنگنا قرار بدهد که این سلامت از او دریغ نشود.
وقتی بعد از جنگی دلیرانه، در خاک و خون غلتید، امام‌حسین سرش را در آغوش گرفت و دعا کرد که خدایا قلبش را نورانی‌تر کن.
خوب، در آن سطح از تعادل قوا، با خیانتی که همه مسامحه‌کاران و سازشکاران و تسلیم‌طلبان آن روزگار کرده بودند، معلوم بود که یاران، تا نفر آخر بایستی بروند. بقیه را، مخصوصاً امام سجاد را هم، چنان که مریم گفت، زینب کبری حفظ کرد؛ با چه تدبیر، با چه صلابت، با چه شجاعت و با چه هوشیاری شگفت و حیرت انگیزی!
و الاّ چه در مجلس ابن زیاد، چه در دربار یزید، جلادان حاضر و آماده با بساط گسترده خونریزی ایستاده بودند و اگر نقش فرشته آسا و راهبری زینب کبری نبود، چیزی باقی نمی‌ماند.
خدا این بار می‌خواست که مشیتش را از طریق زینب کبری سلام‌الله‌علیها پیش ببرد.
 
 

 در مجلس ابن‌زیاد وقتی که سرهای بریده را دورتادور بر سر نیزه کرده بودند، مشتی زن و بچه اسیر، که در فرهنگ آن روزگار، چیزی به‌حساب نمی‌آمدند و یک جوان بیمار بیست‌وچند ساله، بازماندگان امام‌حسین را تشکیل می‌دادند. ابن‌زیاد شروع کرد به قرآن خواندن. درست عین همین آخوندهای خمینی‌صفت؛ که دیدی خدا زشتی و شومی و بی‌آبرویی شما را خواست؟! دیدی که دائره‌السوء را نصیب شما کرد؟! ببین! صحنه را ببین!
زینب کبری نگاهی کرد به سرهای بریده‌یی که برخی خون‌چکان بودند و اطفال نالان، و آن‌گاه گفت:
 و ما رأیت الا الجمیل. من که همه‌اش زیبایی و سرفرازی می‌بینم. برگردیم به صحنه عاشورا:
 وقتی پرچمدار و سپهسالار حسین، عباس، در خاک و خون غلتید، در این‌طرف یک رزمنده، بیشتر نمانده بود؛ عجب روزگاری!
مشتی مزدور سفله، وحشی و هار به‌سرکردگی ابن‌سعد و شمر، لاجوردیهای زمان و امثال دژخیم صیادشیرازی.
و در طرف دیگر فقط یک تن بود که فریاد هل من ناصر می‌کشید و بعد شیرآسا می‌غرید که:
 القتل اولی من رکوب‌العار. کشته شدن بر ننگ، مرجح و بسا بهتر است.
 
 
 

وقتی هم که شمشیرها او را می‌گرفتند و تیرهای زهرآلود بر او می‌باریدند، باز فریاد می‌زد:
ان کان دین محمد لایستقیم الا بقتلی فیاسیوف خذینی.
اگر دین محمد جز با کشته شدن من مستقیم و راست نمی‌شود، پس ‌ای شمشیرها بگیریدم.
 
 

راستی که تابلو عاشورا را چه نقاش چیره‌دستی طراحی کرده.
ولی هنوز علی کوچک، تعیین‌تکلیف نشده بود و پدرش پیوسته برافروخته‌تر می‌شد. بچه را بالای دستش گرفت و گفت: گناه این کودک چیست؟
پاسدار سفله‌یی به‌نام حرمله تیری جانسوز در کمان گذاشت که خون علی کوچک را جاری کرد. امام‌حسین آن خون را با مشت به‌سوی آسمان می‌ریخت و می‌گفت که خدایا این خون را از من قبول کن.
وقتی هم که پرچمدارش عباس بر زمین افتاد، گفت خدایا این هدیه مرا قبول کن.
می‌گویند که در سراسر نبرد، فقط یک‌بار چهره‌اش درهم رفت؛ وقتی که حبیب، حبیب 90ساله، فرمانده جناح چپ ارتش حسینی، برخاک افتاد.
فرمانده جناح راست هم زهیر بود. رادمردی که موقع خداحافظی و طلاق زنش، لحظه سختی را گذراند. او سعی می‌کرد در بین راه از کاروان امام فاصله بگیرد. بالاخره امام‌حسین دنبالش فرستاد. کراهت داشت که بیاید. تازه ازدواج کرده بود، این‌پا و آن‌پا می‌کرد. عاقبت زنش گفت خجالت نمی‌کشی؟ امام‌حسین دنبال تو می‌فرستد و تو در فکر خودت و زندگیت هستی؟
آن‌گاه هر طور شده تا سراپرده امام‌حسین رفت.
لحظاتی بعد برگشت، دیگر آن زن را نمی‌شناخت. گفت مال و اموالم را به تو بخشیدم برو خانه‌تان، برو پیش پدرت.
نظیر همین لحظه در مردان خدا را حضرت زینب از خود امام حسین می‌گوید. می‌گوید وقتی که برای آخرین وداع پیش ما آمد انگار که هیچ‌کس از ما را نمی‌شناخت. هیچ‌کس را.
سرانجام وقتی که سیدالشهدا بر پهلو افتاد نام یکایک یاران را زیرلب زمزمه کرد و گفت آمدم پیشتان. دینم را ادا کردم.
و در آخرین پیام، رو به حرمش گفت: مبادا لب به شکایت باز کنید. از شأن و منزلت شما خواهد کاست. عاقبت امر شما خیر خواهد بود.
بعد رو به آن سفلگان کرد و گفت:
 
 ای قوم نکوهیده، چقدر بدکردارید. بعد از من، دیگر قتل هیچ‌کس برای شما دشوار نیست، از هیچ جنایتی روی برنخواهید گرداند. اما به خدا سوگند که پروردگارم ما را بزرگ می‌دارد و شما را در آن لحظه که هرگز گمان نخواهید برد، کیفر خواهد داد. و چنین هم شد.

 بیائیم به روزگار خودمان. پدر طالقانی در برابر خود من به یکی از اعضای شورای ارتجاع، موسوم به شورای انقلاب خمینی گفت: اگر هنوز شماها حرمتی نگه می‌دارید به‌خاطر چندتا سلاحی‌است که دست مجاهدین است.
 و والله روزی که خمینی، حرمت مجاهدین را زیر پا گذاشت و فتوا داد که جان و مال و ناموس مجاهدین، شایسته احترام نیست و مباح است، دیگر معلوم بود که خمینی، آخوندهایش، پاسدارهایش و ارگانهایش، از هیچ پستی و دنائت و جنایتی، خودداری نخواهند کرد.
راستی چه شباهتی ‌است بین امروز و آن روز؛ با یک تفاوت اساسی که بعداً به آن خواهیم رسید.
امسال سال‌1378هجری است و آن زمان سال61‌هجری بود. روزگار، خیلی فرق کرده، اما از جوانبی شبیه است؛ از بابت دجالیت و فریبکاری و قلب مفاهیم و ارزشها، خیلی شبیه است.
شیوه‌های یزیدیان، درست مثل خمینی‌صفتان امروز است. مثل همین خمینی، مثل بهشتی، مثل خاتمی، مثل رفسنجانی، مثل خامنه‌ای؛ و بقیه که سعی می‌کنند از جلادی مثل این صیادشیرازی، سردار اسلام بسازند.
آن‌روز هم یزیدیان به شمر می‌گفتند سردار اسلام!
آخوندها حتی تلاش می‌کنند که از لاجوردی جلاد هم، چهره‌ی یک عارف ارائه بدهند!
شاهدی داریم در همین ارتش آزادیبخش که در یکی از گزارشهایش نوشته بود خودش در زندان به چشم خودش لاجوردی را در حال تجاوز به یکی از مادران کهنسال دیده است.
بسیاری شهود دیگر هم هستند.
اسلام لاجوردی این بود. بچه‌ها در زندان به او می‌گفتند چرا دروغ می‌گویی که ما وابسته به اجنبی و خارجی هستیم؟ جواب می‌داد که قرآن گفته به سه طایفه باید دروغ گفت: به منافق، به زن و به کافر! یکی از بچه‌ها پرسیده بود: کجای قرآن این را گفته؟ بیاور ببینم. گفته بود: حالا برو توی سلولت، این روایت است!
خوب، وقتی سردار اسلام، جلادی مثل شیرازی باشد و عارف اسلام یا به قول آخوند خاتمی خدمتگزار اسلام و مردم هم لاجوردی باشد، خوب معلوم است این چه اسلامی‌است؟!
آخوندهای خمینی‌صفت که با سفلگی و سرقت، نان امام‌حسین را می‌خورند، رویشان نمی‌شود والا حتماًً از خدمات شمربن‌ذی‌الجوشن هم تقدیر می‌کردند!
ابن‌حبان روایتی را از قول پیامبر نقل کرده، که گفته بود: اذا رأیتم معاویه علی منبری فاقتلوه. یعنی اگر روزی معاویه را دیدید که جای من روی منبرم نشسته، او را بکشید.
معاویه، کلی کار کرد تا فاقتلوه را بکند فاقبلوه. یعنی دوتا نقطه بالا را بردارد و فاقتلوه یعنی بکشیدش را بکند فاقبلوه یعنی قبولش کنید.
کسی بود به‌نام ثمره‌بن‌جندب که یک درخت خرما در خانه همسایه داشت و همسایه را به‌خاطر این درخت به‌ستوه آورده بود. این آدم، روزگاری قاضی بود، مدتی حاکم بصره و کوفه بود، سرانجام هم همکارابن‌زیاد از آب درآمد. ابن‌ابی‌الحدید در شرح نهج‌البلاغه می‌گوید که معاویه سرانجام این فرد را پای معامله کشاند و گفت: صدهزاردرهم می‌دهم، به شرط آن که آیه‌ي الدلخصام و آیه‌ي یهلک الحرث و النسل را به علی نسبت دهی. ‌یعنی روایت و حدیث و از این چیزها جعل کنی و با استناد به آنها بگویی که مصداق این آیه‌ها علی است، علی‌بن‌ابی‌طالب است.
آن آدم گفت همین؟! معاویه گفت در مورد آیه‌ي ”و من‌الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضاه‌الله” یعنی آن‌کس که نفس خودش را برای رضای خدا می‌دهد هم بگو مصداقش ابن‌ملجم است!
بعد از معاویه‌ی راحل هم همین داستان ادامه دارد. اگر به آخوندها مجال داده شود می‌گویند این آیه که نفس خودش را در راه خدا داده و وقف کرده، راجع به لاجوردی و صیادشیرازی است!
اما ثمره‌بن جندب به معاویه‌گفت: برای این کارها 100هزاردرهم کم است و بعد از مدتی چک و چانه عاقبت با 400هزاردرهم، معامله جوش خورد.
خمینی، یعنی ادامه همین روشها. سخنرانیش علیه مجاهدین و قضایای امجدیه ‌در روز 4تیر58 را، در پیام 22بهمن آورده‌ام. همه یادمان هست که خمینی با چه رذیلتی و با چه دجالیتی، می‌گفت این مجاهدین با اسلام مخالفند. این مجاهدین می‌خواهند شاه بیاید. اینها خرمنهای روستائیان را آتش می‌زنند!
از سال35 هجری به‌مدت بیش از 60سال، معاویه، سب و لعن حضرت علی را در همه‌جا رواج داده بود تا آن‌که سرانجام عمربن‌عبدالعزیز در سال99 آن را لغو کرد. ‌
اما زمان گذشت و به بهترین صورت برای همه روشن شد که هر کس چه می‌گفته است. این تازه مربوط به آن روزگاران است که نه رادیویی وجود داشت و نه تلویزیونی و نه ماهواره‌یی و نه نشریه‌یی، هیچ چیز وجود نداشت و پیشرفت جریان تکامل، خون امام‌حسین را طلب می‌کرد.
السلام علیک یا ثارالله. سلام بر تو ‌ای خون خدا و ای نور خدایی.
 
 
بله، در آن روزگار، پیشرفت تکامل، نثار آن خون خدایی را می‌خواست؛ جان‌مایه‌یی خداگونه می‌خواست تا به پیش برود.
و مجاهدین امروز هم قطره‌یی از همان دریا و شاخه‌یی از همان جنگلند: کل حی سالک سبیلی. به‌خدا که اگر مجاهدین چنین مقتدایی نمی‌داشتند، قطعاً از دست رفته بودند.

رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم
هم بی‌دل و بیمارم، هم عاشق و سرمستم
گفتا که نه تو مردی؟ گفتم که بلی اما،
چون بوی توام آمد، از گور، برون جستم
پابست توام جانا، سرمست توام جانا، در دست توام جانا
مست توام ار مستم، هست توام ار هستم
 
بله، اگر مجاهدین هستند، هستیشان را مدیون او هستند و چه افتخاری بالاتر، چه شرفی از این بیشتر که ما با جاودانه‌فروغهایمان از این‌جا و از امروز پل می‌زنیم با عاشورا.
یالیتنی کنت معکم فأفوز فوزاً عظیما. کاش با شما می‌بودم و رستگار می‌شدم، رستگاری بزرگ.چنانکه مریم گفت با خواهرانمان هم پلی می‌زنیم تا زینب کبری و فاطمه زهرا.
آن روز با زینب کبری، زن انقلابی مجاهد به‌عنوان یک هویت و وجود جدید تاریخی، قدم به عرصه وجود گذاشت و امروز چه خوشبختی بالاتر از موهبت و رحمت خاصه‌یی به‌نام مریم و شورای رهبریش که او به ما معرفی کرد.
شب عاشورا هنگام حاضرگفتن مجدد همه ما به سرور شهیدان، به پیشوای آرمانی و مقتدای تاریخی‌مان، امام حسین است. زیارت عاشورا برای این است که او و یارانش را با تجدیدعهد برای سرنگون‌کردن شجره خبیثه خمینی، شاد و فروزانتر کنیم.
شجره خبیثه خمینی، همان غاصبان حق حاکمیت مردم ایران، یعنی کسانی که به‌نام اسلام به اسلام خنجر می‌کشند، کسانی که به‌نام قرآن، قرآن را ملکوک می‌کنند و کسانی که به‌نام امام‌حسین و با سرقت از او، دین را سرمایه دنیای حقیر خودشان می‌کنند. اینها صدبار و هزاربار بیشتر شایان کیفر و سرنگونی هستند.
جانهای مجاهدین، همه‌ی مجاهدین، در گرو همین است. این خواست ملت ماست. پیامی داشتم از مادری از بابل، که شاید از مادران شهیدان باشد. اسمش گلباجی ا‌ست. عیناً برایتان می‌خوانم:

از قول من بگو، از قول من و ملت ایران بگو، در شب عاشورا بگو، در حرم امام‌حسین بگو، در خاک امام‌حسین بگو؛ بگو ملت ایران با چه وضعی دارند زندگی می‌کنند. پیش امام‌حسین بگو این نامه را گلباجی برایت داده، هرطور شده به هر قیمتی، ملت ایران را نجات بدهید. از امام‌حسین بخواه دست ظلم را از سر ملت ایران کوتاه کند. خودش مجاهدین را کمک کند، ملت نجات پیدا کنند. من که هر دقیقه می‌گویم و از خدا می‌خواهم که‌ای خدا این ظلم را از سر ملت ایران کوتاه کن. شما هم این را در حرم امام‌حسین بگو تا ظلم از سر ملت، کوتاه شود.
 

حالا رژیم می‌گوید سال خمینی و ما می‌گوئیم سال مریم.
بگذارید ببینیم سرانجام چه کسی بر دیگری پیشی خواهد گرفت؛ اگر‌چه در فرجام کار، جای هیچ تردیدی نیست.
دو اسلام به‌کلی متضاد، دو خصم آشتی‌ناپذیر، که از روز عاشورا و رویارویی یزید و حسین تا تقابل مشروعه‌خواهی شیخ‌فضل‌الله و مجاهدان صدر مشروطه و تا جنگ خمینی و مجاهدین، رودرروی هم قرار گرفته‌اند و حالا در آستانه تعیین‌تکلیف نهایی هستند. پس باید به پیشوای آرمانی‌مان بگوییم:

در ره تو بر سر بازارها
رفته سر ما به‌سر دارها
در ره تو پیکر ما بارها
سوخته در آتش رگبارها
در ره تو اشرف و موسای ما
سوختگانند به راه وفا
 
راه وفا، راه ابوالفضل‌العباس است و سوگند و تجدیدعهد امروزمان سوگند وفاست؛ وفا به ملت اسیرمان، به خلق درزنجیرمان، به مرام و آئین و به پیشوای آرمانی‌مان سیدالشهدا، حسین‌بن‌علی‌علیه‌السلام.
بله، فرزند انسان با نیروهای سرکش، با جبر کور و با دیو تقدیر در کشاکش است، مثل کشاکش امام‌حسین با شمر و یزید. مثل کشاکش مجاهدین با خمینی و خامنه‌ای و خاتمی و رفسنجانی و الی آخر.
در نبرد انسان با اجبارات کور و سرکش، چنین مکتوب و مقرر شده که انسان بایستی پیروز بشود و خواهد شد.
بنابراین، زیارت و دیدار عاشورا برای ما نغمه‌ي همین پیروزی است. حال، هر چقدر که طول بکشد و هر قیمتی که داشته باشد.
شروع دیدار و زیارت، مثل همیشه با سلام است. سلام، فشرده و رمز اسلام است. علامت یگانگی و توحید و صلح و صفای جاودان و اصالت یگانگی و وحدت در برابر تضاد و دوگانگی و ثنویت و شرک و کفر و ارتجاع است.
زیارت عاشورا، دیدار عاشورا، نه‌فقط یک راز و نیاز و مناجات عاشقانه و عارفانه بلکه یک بیانیه و به‌اصطلاح مانیفست سیاسی است که به روشن‌ترین صورت، مرزهای سیاسی شیعیان و پیروان حسین‌بن‌علی، از جمله مجاهدین، را هم آشکار می‌کند. آن‌جا که تبرّی می‌جوید و مرزبندی می‌کند با ستمگران و با آل‌یزید و معاویه و ابوسفیان و خمینی و می‌گوید تبری می‌جویم از آنها.
و من اشیاعهم: از پیروانشان، از هم‌جنسهایشان و هم‌سنخهایشان.
و من اتباعهم: از تحت‌امرها و مزدورانشان
و من اولیائهم: از دوستها و حامیانشان.
این است مرزبندی و مرز سرخ حسینی با یزیدیان و خمینی‌صفتان تاریخ. و در آن‌جا که درود می‌فرستد و سلام می‌کند به آن‌که در رکاب سیدالشهدا بود و لعنت می‌کند بر هر آن‌که سکوت و تمکین کرد، بر هر آن‌که مسامحه و سازش کرد. پس این برای ما، هم، ‌عقیده و ایدئولوژیست؛ هم مناجات و راز و نیاز، و هم، در عین حال، مستحکم‌ترین بیانیه سیاسی‌ـ نظامی و اخلاقی و انسانی.
 

در روز عاشورا همه با هم برمی‌خیزیم


قیام  عاشورا, آتشی بر بنیان رژیم یزیدی خامنه ای
قیام عاشورا, آتشی بر بنیان رژیم یزیدی خامنه ای
جمعی ازکارگران کارخانه‌های لوله‌سازی خوزستان؛ اسکله رجایی بندر عباس؛ چینی البرز قزوین؛ ایران رادیاتور؛ فیلتر سازی سرکام در تهران و فعالین اصناف برای عدالت طی اطلاعیه‌های جداگانه‌یی دعوت به شرکت در مراسم روز عاشورا کردند. در این اطلاعیه‌ها از جمله آمده است: در روز عاشورا همه با هم برمی‌خیزیم و فریاد میزنیم:
-نصرمن الله و فتح قریب، مرگ بر این دولت مردم فریب
- مرگ بر دیکتاتور و هیهات مناالذله.
-مرگ براصل ولایت فقیه

یکی از فعالان سیاسی به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد


علی کلائی
علی کلائی
کمیته گزارشگران حقوق‌بشر- قاضی پیرعباسی، رئیس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، علی کلایی عضو کمیته گزارشگران حقوق‌بشر و فعال سیاسی اجتماعی را به ۶ سال حبس تعزیری محکوم کرد. علی کلایی با احتساب یک سال حکم تعلیقی که پیشتر از سوی وثوقی، رئیس شعبه ۱۰ دادگاه در خصوص پرونده بازداشت سال ۸۶ برای او صادر شده بود در مجموع به هفت سال حبس محکوم شده است. در حکم جدیدی که روز گذشته به‌صورت کتبی به مینا جعفری، وکیل علی کلایی ابلاغ شد، او به یک سال حبس تعزیری برای اتهام «تبلیغ علیه نظام» از طریق نشر اخبار کذب و گزارشات مربوط به زندانیان سیاسی و انجام مصاحبه و پنج سال حبس تعزیری برای اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم» از طریق عضویت در کمیته گزارشگران حقوق‌بشر محکوم شده است.
گفتنی است این حکم که سی و پنج روز پس از برگزاری دادگاه از سوی دادگاه ابلاغ شده است، حاصل تجمیع دو پرونده‌ی علی کلایی است که سال گذشته ابتدا در شعبه ۳ دادسرای معلم و شعبه سوم دادسرای اوین مفتوح بود. دادگاه این فعال سیاسی و اجتماعی روز هفدهم آبان ماه گذشته برگزار شده بود.
علی کلائی، در ۱۸ بهمن‌ماه بازداشت و پس از یک هفته با تودیع وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. وی پیش‌تر، اردیبهشت ماه سال ۸۸ بازداشت شده و قریب به دو ماه را در بند ۲۰۹ اوین گذراند. کلایی هم‌چنین در ۲۳ آذرماه سال گذشته از سوی شعبه ۱۰ دادگاه انقلاب تهران در رابطه با بازداشت در آذرماه ۸۶ به یک‌سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.

هلند سوخت رسانی به هواپیماهای رژیم را متوقف کرد


دولت هلند از سپتامبر سال جاری، در چهارچوب تحریم‌ها، سوخت رسانی به هواپیماهای جمهوری اسلامی در هلند را متوقف کرده است.
 از دو هفته‌ی پیش دولت ایران از سوخت‌رسانی به هواپیماهای کی‌ال‌ام که به ایران پرواز می‌کنند، خودداری کرده است. هواپیماهای کی‌ال‌ام برای حل این مشکل ناگزیرند در آتن توقف و سوخت‌گیری کنند.

به گفته ی یک دیپلمات ایرانی این امر به منزله‌ی مجازات دولت هلند است که در اواخر نوامبر از تضمین سوخت‌رسانی به هواپیمای حامل منوچهر متکی، وزیر خارجه‌ی سابق ایران، امتناع کرد. متکی قرار بود برای شرکت در کنفرانسی در رابطه با ممنوعیت سلاح‌های هسته‌ای در هلند شرکت کند و با وزیر خارجه هلند دیدار و گفتگو نماید.

پیش از قرار تعیین شده برای سفر متکی به هلند، دولت این کشور به وزارت خارجه‌ی ایران اعلام کرد که سوخت‌رسانی به هواپیمای او را تضمین نمی‌کند.

دولت هلند از سپتامبر سال جاری، در چهارچوب تحریم‌ها، سوخت رسانی به هواپیماهای ایرانی در هلند را متوقف کرده است.

خبرگزاری هلند در مصاحبه ای به نقل از یکی از سخنگویان خط هوایی هلند اعلام کرده است که این شرکت نمی خواهد در دعوای بین دو کشور متضرر گردد. اقدام اخیر ایران موجب مشکلات لجستیکی بسیاری برای این شرکت شده و پروازها با تاخیرهای فراوانی روبرو شده اند.

پروازهای کی ال ام هفته ای 6 پرواز به ایران دارند و ایران ایر هفته ای سه بار به هلند پرواز دارد.

در اوایل آبان ماه نیز خط هوایی بریتانیایی بی ام آی مشمول ممنوعیت سوخت گیری در ایران شده بود. این تنها خط هوایی در بریتانیا است که به ایران پرواز دارد. مقامات ایرانی گفته اند که در آینده این ممنوعیت شامل حال سایر کشورها نیز خواهد شد.

با این که جنگ بنزین بین ایران و هلند دو هفته ای است که آغاز شده، اما دو کشور با سیاست سکوت از اقدامات تلافی جویانه گذشتند تا این که اولین بار خبر سفر متکی و لغو آن از سوی لابی قدرتمندی که در هلند به دنبال تشدید تحریم ها در ایران است، این مساله را فاش کرد.

روز 12 دسامبر در مراسمی که در آمستردام علیه نقض حقوق بشر در ایران برگزار شد، رونی نفتانیل، از کمیته ایران، مساله را عنوان کرد. یک روز بعد از آن (دوشنبه 13 دسامبر) نیز روزنامه هلندی ان – ار- س در مقاله ای در بخش اقتصادی اش مساله ممنوعیت سوخت گیری هواپیماهای خط هوایی هلند را منتشر کرد.

۱۳۸۹ آذر ۲۳, سه‌شنبه

محکومیت علی معظمی، روزنامه‌نگار، به یک سال حبس تعلیقی

حکم یک سال حبس تعزیری علی معظمی، روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نویس، در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس تعلیقی تغییر یافت.
بعلی معظمی روز یکشنبه ۱۶ اسفند پس از مراجعه به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات در تهران بازداشت و در تاریخ ۲۸ اسفند آزاد شد.
وی روزنامه نگار حوزه اندیشه است که در بسیاری از روزنامه‌ها مانند روزنامه شرق فعالیت داشته است.

وخیم تر شدن وضعیت جسمی دو زندانی سیاسی

وضعیت جسمی دو زندانی محبوس در زندان رجایی شهر کرج وخیم گزارش میشود.
شب گذشته اقای عیسی سحر خیز مجددا به بهداری زندان رجایی شهر منتقل شد.
وضعيت جسماني اقاي سحرخيز به گونه اي گزارش شده که نیاز ایشان به بیمارستان مجهز پزشکی مبرم است.
همچنین در چند شب گذشته آقای مهدی محمودیان در عصر عارضه جسمی به بهداری زندان نامبرده منتقل شد.

خشونت در مدارس؛ کور شدن دانش آموز دختر

معلم روستای منصورخانی یاسوج ، ناخواسته موجب نابینا شدن دانش آموز دختری شد.

مسئول روابط عمومی اداره کل آمـوزش و پـرورش استان کهگیلویه و بویراحمد در این باره گفت : این معلم کلاس اول دبستان به این علت که " آنیاز بازیار " نتوانست شکل دایره را روی تخته سیاه بکشد با عصبانیت خط کش آهنی را به میز می زند کـه خط کش در برگشت به چشم راست آنیاز برخورد می کند و موجب نابینا شدن او می شود .
فیض الله بازیار پـدر این دانش آموز نیز گفت: پزشکان بیمارستان خدا دوست شیراز ، چشم راست دخترش را تخلیه کرده اند و هم اکنون آنیاز در این بیمارستان بستری است .
بازیار افزود : آنیاز به شدت از دیدن معلم خود که دایی او نیز هست وحشت دارد.

احضار دهها تن از دانشجویان امیرکبیر به کمیته انضباطی


در پی برگزاری با شکوه مراسم 16 آذرتاکنون حداقل 20 تن از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به کمیته انضباطی احضار شده اند.

به گزارش دانشجونیوز، پس از برگزاری مراسم 16 آذر در دانشگاه امیر کبیر که توسط انجمن اسلامی دانشجویان تدارک دیده شده بود، کمیته ی انضباطی دانشگاه در عملی شتاب زده، اقدام به احضار گسترده ی فعالین دانشجویی به کمیته ی انضباطی کرده است. همچنین دبیر کمیته انضباطی دانشگاه  با خانواده ی دانشجویان تماس گرفته و آنان را تهدید کرده است. تا کنون از دانشکده مکانیک 2 نفر، دانشکده معدن و متالورژی 12 نفر و از دانشکده کامپیوتر 5 نفر به کمیته انضباطی فراخوانده شده اند.

لازم به ذکر است که 2 روز قبل از 16 آذر هم تعدادی از فعالین دانشجویی به کمیته انضباطی احضار شده بودند.

همچنین عصر روز دوشنبه محسن محبوبیان، دانشجوی ممتاز دانشگاه امیر کبیر و فعال دانشجویی از زندان آزاد شد. در روز 16 آذر باقری( از اعضای حراست دانشگاه) محبوبیان را به حراست منتقل کرده و سپس، او را به ماموران امنیتی تحویل داده بود. این اقدام بی سابقه ی حراست دانشگاه ،خشم دانشجویان دانشگاه را بر انگیخته و دانشجویان خواستار برخورد با حراست شده اند. روز یکشنبه هادی شاکر دیگر دانشجوی بازداشتی دانشگاه امیرکبیر  از زندان آزاد شده بود.

عروس رودخانه های گيلان در کما

رودخانه ها يکي از منابع انساني تامين آب براي مصارف گوناگون از جمله کشاورزي، شرب و صنعت است و رودخانه گوهررود يکي از رودخانه هاي مهم رشت محسوب مي شود که از کوه هاي لاکان سرچشمه مي گيرد و پس از عبور از روستاي لاکان از ضلع غربي شهر رشت مي گذرد. اين رودخانه در گذشته به عنوان تفرجگاه و مکاني براي ماهيگيري مورد استفاده قرار مي گرفت و علاوه بر آن در مسير خود آب مورد نياز به منظور آبياري مزارع را تامين مي کرد، اين در حاليست که کاهش آبدهي رودخانه در طي مسير خود بر اثر برداشت هاي روزافزون آب از يک سو و در عين حال تخليه پساب هاي شهري، صنعتي به رودخانه از سوي ديگر وضعيت کيفي آن را به مخاطره افکنده است و علاوه بر تاثير وضعيت فوق الذکر بر اکوسيستم منطقه، در نهايت اين رودخانه به تالاب وارد گشته و خود يکي از عوامل آلودگي تالاب بين المللي انزلي به شمار مي رود. دکتر عليرضا کشوردوست، کارشناس محيط زيست گيلان در گفت وگو با ايسنا، درخصوص رودخانه گوهررود و زرجوب رشت گفت: اين دو رودخانه که زماني زيباترين رودخانه هاي استان محسوب مي شدند اکنون با وضعيتي اسفبار دست و پنجه نرم مي کنند; به طوري که امروز رودخانه زرجوب آلوده ترين رودخانه گيتي شمرده مي شود. وي افزود: مصرف مقادير زيادي از سموم گياهي، علف کش ها و کودهاي شيميايي در مزارع موجب آلودگي و افزايش بار آلودگي زرجوب و گوهررود مي شوند که نقش مهمي در افزايش بار آلاينده هاي اين محيط آلي دارند. گفتني است که رودخانه زرجوب که تا اوايل سده اخير، قابل قايقراني در فاصله پيربازار تا رشت بوده و حتي منابع تامين نيازمندي هاي اقتصادي اقشار مختلف حاشيه آن به ويژه در صيد ماهي بوده است و امروز ديگر اين قابليت را نداشته که اين اتفاق ها ريشه در تخريب هاي زيست محيطي اين رودخانه دارد.

دستگیری دانشجویان زاهدان با اتهام تازه؛ شرابخوار سیاسی

یک هفته  پس از تجمع دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان به مناسبت روز دانشجو، رسانه­های حکومتی از بازداشت چند دانشجو با داشتن سابقه فعالیت های سیاسی خبر دادند؛اما  بازداشتی که به گفته آنها در یک مجلس "مختلط" و در حین "شرابخواری" صورت گرفته است.

زاهدان نیوز، پایگاه خبری تحلیلی جنوب کشور، از دستگیری تعدادی از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه سیستان و بلوچستان در روز پنج شنبه 18 آذر ماه، در زاهدان خبر داد.

به نوشته این سایت تعدادی از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه سیستان و بلوچستان که در یک مجلس مختلط و در ایام محرم الحرام مشغول شرابخواری بودند، توسط مأموران دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند.

این سایت با تاکید بر اینکه دانشجویان بازداشت شده در یکی از خانه های داخل شهر و دور از دانشگاه "با وضعیت زننده ای مشغول هرزگی بودند"، یادآوری می کند که آنها سابقه "فعالیت سیاسی علیه نظام" را نیز در کارنامه خود دارند.

در گزارش زاهدان نیوز، اشاره ای به تعداد و اسامی بازداشت شدگان نشده، اما رهوا، از سایت های حامی اسفندیار رحیم مشایی در گزارشی جداگانه با عنوان "رسوایی اخلاقی سبزها در دانشگاه زاهدان"، نوشته است: "این افراد شامل آقایان ب ب، م ر، ع پ، ش ح و همچنین خانم م س، که از لیدرهای جریان فتنه سبز دانشجویی در دانشگاه سیستان و بلوچستان می باشند جز افراد دستگیر شده در این رسوایی اخلاقی می باشند."

ناصر بلده ای، از کارشناسان مسائل بلوچستان، با تائید این خبر به روز می گوید: "دانشگاه زاهدان که از جمله قطب­های غیر مرکزی جنبش دانشجویی در ایران محسوب میشود، در سالهای اخیر به دلیل فعالیت های سیاسی و صنفی دانشجویان، همواره مورد توجه حاکمیت قرار داشته است. سابقا بازداشت دانشجویان بلوچ به بهانه هایی نظیر دست داشتن در قاچاق مواد مخدر صورت می گرفت، اما اختلاط و شرابخواری ظاهرا اتهامات جدیدی است که رژیم با دستاویز قرار دادن آنها قصد مقابله با دانشجویان را دارد."

او می افزاید: "بازداشت های اخیر در ادامه همان سیاست بهانه قرار دادن رفتارهای اجتماعی برای سرکوب فعالیت های سیاسی قابل تفسیر است. حاکمیت به جای اینکه اصل دلایل فعالیت های سیاسی و محرومیت مردم این استان را در نظر داشته باشد، سعی در محدود کردن و تحت فشار قرار دادن مردم بلوچ به بهانه ارتکاب  جرایم کیفری دارد."

به گفته آقای بلده­ای، نشستن دختران و پسران حتی در چهارچوب جرایم کیفری هم قرار نمیگیرد؛ چراکه :"ارتباط دختران و پسران در دانشگاه یک بخش بسیار طبیعی از حقوق دانشجویان در راستای برنامه ریزی های تحصیلی و اجتماعی است و در واقع ارتباطی به مسائل و اتهامات اخلاقی ندارد."

بازداشت در روز دانشجو

زاهدان نیوز در ادامه گزارش خود، با اشاره به فعالیت های دانشجویان بلوچ در ضمن مراسم روز دانشجو مینویسد: "قانون شکنان انتخابات در دانشگاه سیستان و بلوچستان در روز شانزده آذر تمام توان خود را به میدان آوردند تا بتوانند حداقل به اندازه ی یک تحصن یا راهپیمایی کوچک مانند سال گذشته فضای دانشگاه را ملتهب سازند که هوشیاری دانشجویان دانشگاه و هم چنین بی میلی بدنه اندک آن ها باعث شد برنامه تحصن سلف آن ها در شب شانزده آذر به کلی لغو شود."

جالب اینکه در ادامه گزارش این سایت حکومتی، تلویحا خبر تحصن دانشجویان دانشگاه بلوچستان در 16 آذر تائید شده است: "در روز شانزده آذر گروهی معدود با حالتی افسرده و مستأصل، در حالی که شمع به دست داشتند آشوب مدنظرشان را تا جایی که امکان داشت انجام دادند."

به گزارش "روز" از برگزاری مراسم 16 آذر در این روز دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان  هم دست به تجمع اعتراضی آرام در مقابل  غذا خوری این دانشگاه زدند. دانشجویان در این تجمع که در سکوت برگزار شد، با در دست داشتن شمع یاد و خاطره دانشجویان شهید راه آزادی و همچنین دانشجویان در زندان را گرامی داشتند.

شاید همین موضوع باعث شده باشد کارشناسان مسائل بلوچستان، بازداشت های اخیر دانشجویان بلوچ را در ارتباط با مراسم بزرگداشت روز دانشجو ارزیابی کنند. آقای بلده ای می گوید: "دانشجویان بلوچ در طول این سالها برای احقاق حقوق صنفی و همچنین حقوق سیاسی و مدنی مردم بلوچستان و سراسر ایران همواره در تلاش بوده اند. آنها امسال نیز با وجود تدابیر شدید امنیتی در داخل دانشگاه، در کنشی مدبرانه با روشن کردن شمع در سکوت یاد این روز را گرامی داشتند. از این رو می شود بازداشت های اخیر را در ارتباط با فعالیتهای دانشجویی به مناسب روز دانشجو ارزیابی کرد."

سایت رهوا، اما در ادمه گزارش خود در مورد بازداشت دانشجویان بلوچ، سعی در بردن اذهان عمومی به سوی اختلافات مذهبی در دانشگاه سیستان و بلوچستان دارد. به نوشته این سایت، " نگهبان وهابی دانشگاه زابل طی چند روز گذشته، با کارشکنی های خود تلاش کرده است به نحوی در برگزاری عزاداری برای امام حسین خلل بوجود بیاورد".

در همین راستا، زاهدان نیوز هم با اشاره به عدم پوشش خبر بازداشت اخیر دانشجویان از سوی رسانه های "جنبش سبز اموی" این سئوال را پیش کشیده است: "آیا وهابی های استان قصد نزدیک کردن خود به جریانات فاسد دانشجویی دانشگاه سیستان و بلوچستان را دارند تا به واسطه سهم خواهی از آن ها خود را از باتلاق بی مخاطبی، به داخل فضای دانشگاه بکشانند؟"

محدودیت برای وبلاگ نویسان

بازداشت دانشجویان اما تنها خبر هفته گذشته استان سیستان و بلوچستان نبود.

برخی از وبسایت های خبری هم از بلاتکلیفی  ابراهیم حسین‌بُر وبلاگ نویس بلوچ که درهفته‌های گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، خبر دادند؛ خبری که فعالان بلوچ در مصاحبه با روز آن را تکذیب می کنند.

ناصر بلده ای، در مورد اخبار مربوط به بازداشت ابراهمیم حسین­بُر به روز می گوید: "بازداشت این وبلاگ نویس، شایعه­ای است که بعد از محدود شدن فعالیتهای وی در وبلاگ شخصی اش قوت گرفت. تا جایی که ما اطلاع داریم آقای حسین­بُر به دلایل نامعلومی مجبور شده فعالیت های وبلاگش را محدود کند. البته فعالیت های آقای حسین­بُر در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی بود و خارج از آن محدوده فعالیت نمی  کرد. ایشان مقالاتی را که  در ارتباط با بلوچستان نوشته می شد ترجمه وسپس تحلیل می کرد."

این کارشناس مسائل بلوچستان، در ادامه می افزاید: "حسین­بُر معتقد است که اگر رژیم سیاست هایش را در بلوچستان تغییر دهد به نفع دو طرف معادله، یعنی هم مردم و هم حاکمیت است. او حتی یکی از منتقدین گروه­های مخالف حکومت در بلوچستان محسوب می شود و هیچ گونه فعالیتی در مخالفت با نظام انجام نداده است. فعالیت­های وی در چهارچوب نقض حقوق بشر، جلوگیری از اشاعه و گسترش خشونت­ها قرار می گیرد."

ابراهیم حسین­بُر گرداننده‌ی وبلاگ "استون" است که  مسائل مربوط به بلوچستان را پوشش می دهد. برخی از سایت های خبری، در هفته های گذشته از بازداشت و بلاتکلیفی وی خبر داده بودند.




اولين شهردار زن در تبريز منصوب شد


ولين شهردار زن تاريخ شهرداري تبريز منصوب شد. به گزارش روابط شهرداري تبريز، طي حكمي از سوي عليرضا نوين شهردار اين كلانشهر، خانم شيفته بدرآذر به عنوان شهردار جديد منطقه شش تبريز منصوب شد.

بدرآذر 41 ساله داراي مدرك تحصيلي كارشناسي ارشد برنامه ريزي شهري بوده و پيش از اين به عنوان معاون شهرسازي شهرداري منطقه هفت مشغول به كار بود.

وي سابقه 16 سال مديريت در شركت آب و فاضلاب آذربايجان شرقي و شهرداري داشته و پيشتر در شهرداري هاي مناطق يك، دو، شهر جديد سهند و همچنين بازرسي شهرداري سابقه خدمت دارد.

باران آتش جنگل های گیلان و گلستان را مهار کرد


مدیر کل مدیریت بحران استانداری گیلان از مهار آتش جنگل‌های گیلان خبر داد.

افشین عزیزی در گفتگو با خبرگزاری ایلنا گفت: «۲ منطقه در جنگل های درفک، رودبارو و یسرود شفت نیز که به دلیل صعب العبور بودن منطقه اطفاء کامل آن صورت نگرفته بود سرانجام امروز بعد ازظهر پس از بارش باران در گیلان اطفاء شد.»

آتش‌سوزى در جنگل‌هاى مناطقى از شمال ایران، از جمله استان‌هاى گلستان و مازندران چندی‌ پیش آغاز شد و گفته مى‌شود بیش از ۳۰۰ هکتار از این جنگل‌ها را نابود کرده است.

همچنین ایرنا نوشت :بارش باران پس از ۵۰ روز جنگلهای تشنه گلستان را سیراب کرد و به آتش سوزیها پراکنده در سطح استان خاتمه داد.

بازداشت ده شهروند مسیحی در ورامین

بازداشت ده شهروند مسیحی و بلاتکلیفی دو تن از ایشان در زندان ورامین
یک گروه از شهروندان مسیحی که  برای برگزاری آئین عبادتی و تعلیم كتاب مقدس گرد هم آمده بودند توسط ماموران امنیتی  بازداشت شدند.

روز یكشنبه ۲۳ آبان ماه ۱۳۸۹ماموران امنیتی در منطقه شهرستان ورامین - پاكدشت با ورود به یك جلسه كلیسای خانگی كلیه افراد حاضر در محل را بازداشت كردند.

بنا بر گزارش رسیده ماموران امنیتی با ورود به منزل آقای " محمدی" تمامی افراد حاضر را كه از شهروندان مسیحی منطقه و در حال انجام مراسم عبادتی و قرائت انجیل بودند بازداشت نمودند.

بر این اساس " محمد محمدی" به همراه همسر و فرزند ایشان و عده ای دیگر از دوستان و همكیشان مسیحی وی كه در این محل حضور داشتند بازداشت شدند ،تعداد بازداشتی ها جمعا ۱۰ نفر گزارش شده است.

ماموران پس از ورود به خانه و بازداشت این افراد اقدام به تفتیش منزل نمودند . آنها تعدادی كتاب مقدس و جزوات مسیحی و كامپیوتر شخصی متعلق به آقای محمدی را نیز ضبط كردند و با خود بردند.

بنا بر گزارش "محبت نیوز" ماموران امنیتی بازداشت شدگان مسیحی را كه از مسیحیان فارسی زبان بودند ابتدا به اداره اطلاعات پاكدشت منتقل كردند و در آنجا این افراد را تحت بازجوئی های شدید و طولانی قرار دادند . سپس بازداشت شدگان به دادسرای آن شهر اعزام و در آنجا چند روزی را بلاتكلیف در بازداشت بسر بردند.

۲ تن از این نوكیشان مسیحی بنامهای "محمد محمدی " ۳۲ساله و شخص دیگری به نام "علی كشاورز" ۲۷ساله می باشند كه این افراد به زندان خورین منتقل شدند .

همسر آقای محمدی كه خود از فرزندان شهید است بهمراه فرزند ۷ ساله اش پس از ضمانت مادر خود بلافاصله آزاد شد ولی ۶ نفر دیگر با قرار وثیقه پس از چند روز بازداشت آزاد شدند .

آقایان" محمد محمدی و علی كشاورز" پس از انتقال به زندان خورین همچنان بلاتكلیف و بدون تفهیم اتهام در آن زندان بسر می برند . این افراد همچنان ممنوع الملاقات می باشند و به آنها حتی اجازه تماس تلفنی با خانواده هایشان داده نمیشود .ماموران امنیتی خانواده های این افراد را تهدید كرده اند كه در صورت تماس و صحبت با رسانه ها و اطلاع رسانی در مورد عزیزانشان ، با آنها به شدت برخورد خواهد شد .